ما صوت ترانه بند عشقيم * ما طوطى شكرين مقاليم
450
ما آينه در نمد نهانيم * ما لمعه آينه مثاليم
دانش نبرد بذات ما پى * بيرون ز تفكر و خياليم
پيمانه كشان زهر عشقيم * ما گوشهنشين كوى حاليم
صيديم و به دام كس نياييم * افتاده به بند و زلف و حاليم
از حسرت روى گلعذاران * ما قد خميده چون هلاليم
ما آب حيات جانفزائيم * ما تشنهء شربت حلاليم
ما توبه و زهد را شكستيم * با مغبچه روبرو نشستيم
رنديم و شرابخوار و مستيم * مستانه به گوشهء نشستيم
آن توبه كه دوش كرده بوديم * امشب به هواى مى شكستيم
ما طالب روى مىفروشيم * بر خاك درش چو خاك پستيم
460
ما حلقه زلف دوست ديديم * زنار محبتش به بستيم
مىخواره و بتپرست بودن * از ما تو عجب مدان كه هستيم
از كعبه هميشه بتتراشيم * بت در بغل و هميشه مستيم
ما طالب غمزه بتانيم * ما كشتهء چشم نيممستيم
عمريست كه در ميان گبران * ناقوسنواز و بتپرستيم
ما توبهء و زهد را شكستيم * با مغبچه روبرو نشستيم
رنديم و حريف و شاهدانيم * مستيم و فتاده در مغانيم
ما را نبود نشان و نامى * در كوچه عشق بىنشانيم
چون مست شراب ناب گرديم * دامن ز دو كون برفشانيم
از گفت و شنيد لب ببنديم * افسانه علم را ندانيم
470
غير از خط و خال نازنينان * ما هيچ كتاب را نخوانيم
ما عاشق روى مهوشانيم * ما كشتهء غمزه بتانيم