مخمورى چشم نيممستيم * از سر اثر خمار برداشت
زلفش چو صبا فكند يكسو * ابراز سر لالهزار برداشت
مستانه بصحن باغ بنشست * جام مى خوشگوار برداشت
پر كرد پيالهاى به من داد * غم از دل بىقرار برداشت
ما توبه و زهد را شكستيم * با مغبچه روبرو نشستيم
ما نرگس يار مىپرستيم * ما چشم خمار مىپرستيم
ما ناله زار مىسرائيم * ما نغمهء ناز مىپرستيم
500
ما خط سياه خوش نداريم * ما خط غبار مىپرستيم
آزرده دل و خرابحاليم * ما طرهء يار مىپرستيم
ما سينهء ريش مىخراشيم * ما جان فكار مىپرستيم
ما ساقى جام لالهگون را * در فصل بهار مىپرستيم
با سبزه و گل چه كار ما را * ما لالهعذار مىپرستيم
ما مغربى و جمال او را * در ليل و نهار مىپرستيم
ما توبه و زهد را شكستيم * با مغبچه روبرو نشستيم