تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
حقيقت به مجاز ، بىدليلى جائز نباشد . و نيز در سؤال موسى عليه السلام :
« أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
« 1 » تأويل نهادند كه مرا آيتى بنماى تا بدان آيت اندر نگرم دليل كنم بر تو ، نه آن كه من ترا ببينم و اين تأويل خطا است از بهر آن كه حق تعالى مر او را آيت‌هاى بسيار نموده بود ديگر خواستن چه فايده بود . و ديگر حجت آوردند بدين آيت كه :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
« 2 » گفتند كه خداى عز و جلّ گفت كه ابصار ورا اندر نيابد ، هم چنان كه اندر دنيا نيافتند اندر آخرت هم نيابند اين تأويل ايشان است . جواب آن است كه حق تعالى ادراك ابصار نفى كرد از بهر آن كه ادراك ، چگونگى واجب كند و چگونگى مماثله باشد و احاطت واجب كند و احاطت حد واجب كند ؛ چون حق تعالى را كيفيت و حد نيست ، ادراك محال است و خداى عز و جلّ نفى كرد آن چه كيفيت و احاطت واجب كند غير رؤيت كه نيست اندر آن كيفيت و احاطت ، و اين جواب ايشان است و نيز ما را مسئله اين است « 3 » : چنين گوييم كه رؤيت چون علم است از بهر آن كه علم مر معلوم را زيادت و نقصان نكند و اندر معلوم اثر نكند و متغير نگرداند معلوم را و مر ديگرى را از علم وى باز ندارد . چون صفت علم اين بود و شايست كه خداى تعالى معلوم بندگان بود ، آمديم به رؤيت ، رؤيت را صفت همين است و اجماع است كه خداى تعالى را نشايد ديدن اندر دنيا به چشم‌ها و نه نيز به دل‌ها الا من جهة الايقان . يعنى وى را معاينه اندر دنيا روا نباشد نه به چشم و نه به دل ، و اين از بهر آن گفت كه گروهى روا داشتند كه بنده مر خداوند را معاينه ببيند يا به چشم
هامش
( 1 ) - سورهء 7 اعراف آيهء 143 ( 2 ) - سورهء 6 انعام آيهء 103 ( 3 ) - در متن كلمه كاملا خوانا نيست آن را است هم مىتوان خواند . در شرح تعرف ص 181 عبارت بدين صورت است : و نيز دليلى است مر اصحاب ما را اندرين مسئله و آن آن است كه چنين گوييم كه رؤيت . . .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 86 | مجهول / احمد على رجايى