تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بديدندى كه پيش از ايشان كار ساخته است خود بدين حاجت نيامدى تا آن همت كه به توكل مشغول كردند به حق تعالى مشغول كردندى . و چون مقام مقام صفا گردد پس زشت باشد تقاضا كردن اهل صفوت را « 1 » ، هر چه بيند همه راست بيند ، عطا راست بيند و منع هم راست بيند ، تقاضا اندر ميانه نماند ، تقاضا خصومت باشد و با دوست خصومت روى ندارد . باز گفت شيخ ابى سعيد خراز مر توكل كردن را بر خداى عز و جلّ از بهر كفايت تقاضاى كفايت همىخواهد چنان كه شيخ ابو بكر شبلى گفت رحمة اللّه عليه كه توكل كردن گدائيى نيكو است . يعنى چون توكل بدان كنى تا مرا به كس نماند و كارهاى من راست دارد اين تقاضا است اندر سكوت ، عام به سؤال زبان تقاضا كنند و خاص همى به توكل سر تقاضا كنند . چون مقام صفا باشد نه بنده مر خويشتن را بيند و نه مر خويشتن را چيزى بيند چون مر او را به نزديك حق تعالى حقى نباشد چه تقاضا كند . باز سهل عبد اللّه گفت رحمة اللّه عليه : همهء مقام‌ها را روى است و قفا است مگر توكل را كه او را همه روى است و قفا نيست . گفت از اين توكل عنايت همىخواهد نه توكل كفايت و تفسير آن آن باشد كه از وى عوض طلب نكند يعنى مقامات را زيادت و نقصان روا باشد و اقبال و ادبار روا باشد كه بنده محدث است و اين صفات وى است ، اما توكل ترك اختيار و تدبير است و حقيقت توكل تفويض بود مفوض را اندر مفوض تدبير نماند . اگر تدبير باقى باشد نه توكل باشد و نه تفويض و همهء مؤمنان متوكل باشند و ليكن كمتر و
هامش
( 1 ) - در اصل خلاصه جملهء : پس زشت باشد تقاضا كردن اهل صفوت را چند سطر بالاتر و بعد از : مر ايشان را شغل‌ها كفايت كند قرار داشت كه به جاى خود قرار داده شد و كلمهء چون نيز كه بعد از پس آمده بود با توجه به صفحهء 142 ج 3 شرح تعرف حذف گرديد .
خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 309 | مجهول / احمد على رجايى