تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
باز ابو عبد اللّه القرشى گفت رحمة اللّه عليه كه توكل آن است كه خويشتن را به خداى عز و جلّ رها كنى يعنى همواره بايد كه او را باشى تا از اندخشيدن بىنياز گردى كه آن كه او را باشد از اغيار ايمن باشد كه كسى را بر آن وى دست نيست . باز شيخ جنيد قدس اللّه سره گفت كه توكل آن است كه بنده چنان باشد مر خداى را عز و جلّ بعد الوجود كه مر او را بود قبل الوجود تا خداى عز و جلّ مر او را اندر وقت چنان باشد كه بود اندر ازل . يعنى حق تعالى مر بنده را بود اندر ازل به معنى علم كه دانست كه وى كى باشد و چگونه باشد و نيز بود مر بنده را به معنى ارادت و قضا و حكم و برّ و احسان و عنايت ، و اين بنده اندر ازل نبود و سهو و غفلت و جفا و خلاف و معصيت و اختيار و تدبير او نبود ، اكنون كه موجود آمد اين همه جفاها پيش آورد و از حق تعالى همى طمع دارد تا با وى بر همان حكم رفتهء ازل كار كند . راستى را كژى همى پيش برد و راستى همى طلب كند ، بنده را چنان بايد بودن كه حكم بندگى واجب كند تا آن يابد كه حكم كرم ربوبيت واجب كند و نيز در ازل چون بنده معدوم بود او را اختيار و تدبير نبود و حق تعالى مدبر كار وى بود ، چون موجود آمد آن تدبير و اختيار به يك‌سو نهد و خود را در قبضهء سلطان حق تعالى فانى داند چون پيش از وجود ، تا موجودى باشد به معنى معدوم ، باقىاى باشد به معنى فانى ، تا هر چه كنند با وى ، بىوى كنند كه هر چه به تدبير وى كنند بر وى آيد و هر چه بىوى كنند مر او را آيد . باز شيخ ابى سعيد خراز گفت رحمة اللّه عليه كه كفايت‌هاى اهل مملكت از خداى عز و جلّ راست ايستاده است . چون حال اين است خلق مستغنى گشتند از مقام توكل تا حق تعالى مر ايشان را شغل‌ها كفايت كند يعنى توكل كار ضعيفان است و مقام مريدان است كه طمع آنجا افكنند تا كار ما بسازد ، اگر