هر چند ايمان قوت بيش گيرد اعراض از غير حق بيشتر گردد . و نيز صحت ايمان [ از صحت ] « 1 » مشاهدات است چون ايمان به صحت رسيد مشاهده تمام گشت . چون ديد ، برگشتن محال است و هر كه بازگشت خود نديد . هر كه كون گيرد حق نيابد و آن كه حق يابد كون اسير وى گردد . چون به حضرت حق حاضر گشت و مشاهدهء وى درست شد .
چون اندر آن حضرت تدبير و تصرف نيست و كس را راه نيست و هيچ منفعت و مضرت را راه نيست كدام خوف يا كدام طمع او را ببرد و چون مشاهدت صحيح گردد حق او را مشهود گردد چون نظارهء قدم حق كند حدث نزديك وى لا شىء گردد و چون نظارهء بقاى حق تعالى كند فانى نزديك وى لا شىء گردد از شىء به لا شىء باز آمدن خسيس همتى است .
و باز گفت : گروهى گفتند راستى ايمان بزرگ داشت خداوند است و ثمرهء بزرگ داشت ، شرم داشتن از خداوند است يعنى مشاهدهء تعظيم كند و چون تعظيم غلبه گيرد از صفات خويش غايب گردد . هر چند باطن را تعظيم بيشتر ظاهر را حيا بيشتر و خلاف كمتر . هر كه دعوى كرد كه مرا صحت ايمان است دعوى كرد كه مرا غير وى به كار نيست .
و قال : المؤمن مشروح الصدر بنور الاسلام ، منيب القلب الى ربه ، شهيد الفؤاد لربه ، سليم اللب متعوذ بربه ، محترق بقربه ، صارخ من بعده .
اما آن كه گفت : مشروح الصدر بنور الاسلام ، كما قال اللّه تعالى :
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ »
« 2 » و مصطفى صلى اللّه عليه مر اين را تفسير كرد و گفت : اذا دخل النور فى القلب انشرح و انفسح . قيل و ما علامة ذلك ؟ قال : التجافى عن دار الغرور و الانابة
هامش
( 1 ) - با توجه به معنى از ص 45 - ج 3 شرح تعرف افزوده شد .
( 2 ) - سورهء 39 - زمر آيهء 22