تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه شرح تعرف ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
عز دليل است كه مشاهدات باطن به مجاهدات ظاهر توان يافتن . * قال الجنيد : طاعت علت نيست لكن بشرى عاجل است مر آن * - آن چه ذيلا آورده مىشود از متن خلاصه ساقط است ولى در التعرف ص 62 و در شرح تعرف ج 2 ص 79 به بعد وجود دارد ناچار براى آن كه كتاب ناقص نماند با توجه به اين كه چيزى از متن اصلى التعرف فوت نشود شرح آن به صورت خلاصه از شرح تعرف نقل مىشود و در حقيقت اين قسمت را الحاقى بر متن خلاصه بايد تلقى كرد . چه ايشان را در سابق رفته است از خداى تعالى ، تا بنده دليل كند كه امروز خدمت را بشايستم فردا رحمت را بشايم ، و معصيت بر ضد اين ، كه اگر فردا سزاى رحمت بودمى امروز سزاى معصيت نبودمى . و قال غيره : عبادت پيرايهء ظاهر است و حق تعالى روا ندارد كه اندام‌ها بىپيرايه دارد . و معنى اين سخن آن است كه عبادات علت نيست وجوب ثواب را از بهر آن كه حق را بهانه نبايد به آن چه كند و به چيزى نياز نباشد يعنى نفرمود بندگان را كه طاعت كنند از بهر آن كه تا طاعت علت گردد نواخت و برّ او را ، و نه نيز نهى كرد از معصيت از بهر آن كه تا معصيت علت گردد ابانت و عقوبت او را ، لكن از امر آراستن بنده خواست به طاعت و از نهى پاك كردن بنده خواست از آلايش معصيت . قال محمد بن على الكتانى : كارها پوشش بندگى است و هر كس كه خداى او را به وقت قسمت از رحمت دور كرد امروز كار بجاى گذارد و هر كه را وقت قسمت به رحمت نزديك گردانيد بر كار كردن مشغول گردد و از او جدا نگردد . كتانى رحمه اللّه اشارت مىكند كه توفيق دادن بر طاعت دليل تقريب ازل است ، و تقريب تأثر محبت است ، و خذلان كردن و فرو گذاشتن در معصيت دليل ابعاد ازل است و ابعاد تأثر عداوت است و هر كه را دوست دارند نزديك گردانند و بيارايند و هر كه را