باز گفت فاعلم انه لا إله الا اللّه . اگر كسى گويد كه مصطفى صلوات اللّه عليه فرمود كه : « ستفرق « 1 » امتى على ثلاث و سبعين فرقة كلها فى النار الا واحدة » و هر گروهى و مذهبى دعوى كردند كه آن فرقت ناجى منم چگونه درست گردد و بدانيم كه ناجى كدام است ؟ بدان كه پيغمبر گفت صلى اللّه عليه و سلم « خير الامور اوسطها » بهترين كارها ميانه است .
و نيز مصطفى صلوات اللّه عليه و سلم روزى با ياران خود نشسته بود . خطى پيش خود بكشيد سوى خويش و گفت ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه ، باز بر هر كرانهاى آن خط ، خطهاى ديگر بكشيد و فرمود كه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله و گفت هذه سبل على كل سبيل منها شيطان فمن خرج اليها هلك . بيان كرد كه آن راهى كه اندر ميانه است راه حق است و آن كه بر راست و بر چپ است راه بدعت است راه ميانه ناجى است و راههاى چپ و راست هالك . پس طلب كرديم تا اين راه ميانه كدام است راه سنت و جماعت يافتيم از بهر آن كه اصل گروه همه اهواها ششاند ، هر دو گروه از وى ضدينند چون اهل تشبيه و تعطيل ، و جبر و قدر ، و رفض و نصب . و هر گروه از اين دوانزده شاخ دارد چنان كه هفتاد و دو باشد .
باز اهل سنت و جماعت يك فرقتند اندر ميان همه ، نه بر راست و نه بر چپ ، درست شد كه بر حق ايشانند . و بيان اين آن است كه مشبه بيامد و اندر اثبات چندانى غلو كرد تا در حد تشبيه افتاد ، تا خداى تعالى را انتقال روا داشت و حلول اندر مكان روا داشت و قرار بر عرش روا داشت و چيزهاى شنيعتر از اين كه نتوانيم گفتن روا داشت .
باز معطلى بيامد و اندر نفى چندان سخن گفت تا يكبارگى صفات
هامش
( 1 ) - در متن حديث و همچنين شرح تعرف ص 208 ستفرق آمده است .