برداشت خداى را عز و جلّ نه حيات گفت نه علم نه اراده نه قدرت نه كلام نه سمع نه بصر . و اين هر دو گروه كافرند .
اهل سنت و جماعت در ميان دو گروه بيستادند . صفات را اثبات كردند و تا حد تشبيه نرفتند و خداى را عز و جلّ از ناشايستها و نابايستها تنزيه كردند تا حد تعطيل نرفتند و در ميانه با هر دو گروه حرب كردند تا اهل تشبيه ايشان را به تعطيل منسوب كردند و اهل تعطيل ايشان را به تشبيه منسوب كردند و اهل سنت از هر دو گروه بيزار . و اين هر دو گروه نزد اهل سنت و جماعت كافرند . « 1 »
ديگر قدريان و جبريانند يكى بر راست و يكى بر چپ . جبرى چنين گفت كه هرچه بايد خداى تعالى كند مر ما را هيچ فعل نيست . و قدرى چنين گفت كه هرچه من خواهم كنم ، تقدير و قضا را با من كار نيست . هر دو گروه پشتاپشت آمدند و ما كه سنيانيم اندر ميانه با هر دو گروه حرب كرديم و جبرى را گفتيم كه خود را فعل بگوى تا امر و نهى برنخيزد و وعد و وعيد تباه نگردد و تعطيل شريعت نباشد و عبوديت برنخيزد . گفتند شما قدرىايد و ما از قدرى بيزار و قدرى نزد ما كافر .
باز روى به قدرى آورديم و گفتيم قضا و قدر را منكر مگرد و مشيت و اراده را منكر مشو كه اين تعطيل ربوبيت است و تعجيز خداى تعالى است . ما را گفتند شما جبرىايد و بندگان را همى مجبور داريد و ما از جبرى بيزار و جبرى نزديك ما كافر « 2 » .
هامش
( 1 ) - در حاشيهء متن خلاصه ، كسى به اين عقيده اعتراض كرده كه بعضى كلمات آن محو است به شرح ذيل : چون معطل جهت تنزيه حق در تعطيل افتاده كافرش نتوان ( . . . ) و چون مشبه كه از تأويل مىگريزد و از زيغ مىپرهيزد و ( . . . ) فاما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ( ابتغاء الفتنة . . ) و ابتغاء تأويله ( سورهء 3 - آل عمران آيهء 7 ) دال است بر ان از تأويل ( . . . ) هم كافرش نتوان گفت .
( 2 ) - در حاشيهء خلاصه چنين نوشته شده است : جبرى به اعتبار رعايت توحيد راست مىگويد و قل كل من عند اللّه ، نص صريح