تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
در خلوت بودند ، شبى بعد العشاء شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در ميان خلوت‌خانه آمد و من با شيخ همراه بودم . جماعت اصحاب همه به ذكر مشغول بودند . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، برفت و در پس در خلوت‌هاى ايشان و استماع ذكر ايشان يك به يك مىفرمود . و چون بر همه بگرديد ، روى با من كرد و گفت : يا جانباز ، اين جماعت ياران كه در خلوت‌اند و بعضى آن‌اند كه در اندرون حرم رفته‌اند و ذكر ازآنجا مىگويند ؛ و بعضى آن‌اند كه از بيرون حرم چشم در شكاف‌هاى در حرم نهاده‌اند و ذكر از آن شكاف‌ها مىگويند ؛ و بعضى آن‌اند كه در پس در حرم نشسته‌اند و مترصّد فتح‌الباب‌اند و ذكر از پس آن در مىگويند . چون شيخ ، قدّس اللّه روحه ، اين كلمات بفرمود ، گفتم : يا شيخ ، از بهر خداى مرا اعلام كن كه آن ياران كه در حرم‌اند كدام‌اند تا ايشان را بشناسيم و ايشان را عزيز داريم . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : تو را با اين فضولى چه كار است ؟ ايشان را همه عزيز مىبايد داشتن . و اين حكايات كه ياد كرده شد جمله دليل است بر فضيلت و بزرگوارى و شرف و مرتبت شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه . در ميان مشايخ ، مشهور و معتبر است كه هر يك تن از مشايخ كه او را يك فرزند طريقت از وى برخوردارى يافته است آن را از كماليّت وى دانسته‌اند . و در فضيلت شيخ سرى سقطى ، رحمة اللّه عليه ، آورده‌اند كه بزرگوارى او اين‌قدر تمام است كه يكى چون شيخ جنيد ، قدّس اللّه سرّه ، از صحبت او برخاسته است . و بيشتر مشايخ كسانى از صحبت ايشان از اين معنى برخوردارى يافته‌اند ، يا ايشان به صريح يا به كنايت كرده‌اند ؛ اما عادت شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، آن بودى كه هرگز تحسين مريدان نكردى . و اگر يارى شب و روز در كار بودى ، گفتى : بهتر از اين بايد . و اگر درويشى به خدمت شيخ رفتى و هر احوال كه از آن شريف‌تر نبودى در خدمت وى عرضه داشتى ، گفتى : كارى مىبايد كرد و به اين مختصرات التفات نبايد نمود ، كه مقامات و حالات درويشان ماوراى اين است كه تو مىگويى . و او را در سر كارى داشتى . و اگر درويشى از حقيقت اين معنى برخوردارى حاصل شدى ، احوال او از ديگر ياران پنهان داشتى و
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 91 | محمود بن عثمان / منوچهر مظفريان