باب چهاردهم در فضيلت و كرامات بعد از وفات شيخ ، قدّس اللّه روحه
بدان ، رحمك اللّه ، كه واقعات كه بعد از وفات شيخ ، قدّس اللّه روحه ، ديدهاند و فضيلت و كرامات كه بعد از وفات شيخ به ظهور آمده جمله در كتاب جواهر نبشته شد ؛ از آن جمله اين چند حكايت از براى تبرّك در اين كتاب ياد كرده مىشود به خير .
حكايت
بندهء كمينه را استماع افتاد از درويش محمد بن شيخ ابو القاسم كه گفت : بعد از وفات شيخ ، شبى به واقعه ديدم كه در صحرايى ايستاده بودم ، ناگاه ديدم كه از طرف شمالى خلايقى بسيار در روى زمين مىآمدند ؛ و از بالاى سر ايشان ، در هوا قبّهاى از نور به تعظيم و تأنّى مىآمد ؛ و گرد بر گرد قبّه ، خلايق بسيار در هوا همچون مرغ مىآمدند ، چنانكه آواز پر ايشان مىشنودم . و نور آن قبّه چنان بود كه مشابهت به هيچ نور نداشت . از كسى بازپرسيدم كه اين چه قوماند . گفت : اين قبّه از آن رسول اللّه ، و رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، در ميان آن قبّه است و به خانقاه شيخ الاسلام خواهد رفت . آن كثرت كه پيرامن قبّهاند همه ملائكهاند ؛ و اين