در چهار صف در اين عمارت كه اوّل كرده بود بيفزود و تمام كرد . و بعد از اين عمارات ، خانهاى بود از قبلى دارالشفاى مرشدى ، از آن مولانا قوام الدين طبيب ، كه در اين مدت كه شيخ عمارت مسجد مىكرد ، چندانكه التماس آن خانه از وى مىكرد كه بفروشد تا به مسجد سازد ، راضى نمىشد . عاقبت ، چنانكه دلخواه مولانا بود ، به قيمتى تمام از وى بخريد و قلع كرد و به مسجد ساخت . اين جمله كه ياد كرده شد شيخ الاسلام به اشارت شيخ مرشد ، قدّس اللّه روحه العزيز ، عمارت مسجد جامع مرشدى ، عمّر اللّه تعالى إلى يوم الدّين ، كرده . اما از عمارت ديگر كه شيخ الاسلام به اشارت شيخ مرشد ، قدّس اللّه روحهما ، در جوار مسجد جامع مرشدى ساخته ، اول دارالشفاى مرشدى بود كه از مشرقى مسجد جامع است . و آنجا خرابههاى بسيار بود و پيش در مسجد بود . و شيخ آن خرابهها برداشت و آنجا دارالشفا ساخت . و بنياد عمارت آن در سنهء اثنين و عشرين و سبعمائه بود .
ديگر ، عمارت دار الحديث شمسيّه بود . ساختن آن عمارت آن بود كه چند خانه از قبلى مسجد جامع بود كه مردم از بام مسجد ، بدان عورات كه در آن خانهها بودند مىنگريستند ، و روح شيخ مرشد از آن آزرده مىشد . شيخ الاسلام ، به اشارت شيخ مرشد ، از آن خانهها بخريد و قلع كرد و آن عمارت بساخت ؛ و در آن عمارت به مسجد جامع كرد . و بنياد آن عمارت ، در سنهء ستّة و عشرين و سبعمائه ، و خرج آن عمارت مفخر السادات ، سيّد شمس الدين يزدى ، عليه الرحمة و الغفران ، معيّن فرموده بود .
ديگر ، عمارت سقايهء مرشدى بود كه از طرف شمالى مسجد جامع است . و سبب ساختن آن عمارت آن بود كه شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، مىخواست كه از طرف شمالى مسجد كه از براى نزديك بازار است سقايهاى باشد تا اهل بازار كاهلى در نماز نكنند . و هرگاه كه خواهند ، بروند و طهارت كنند . و آن موضع خانى بزرگ خراب بود ، و اهل بازار آن را پليد مىداشتند . شيخ الاسلام آن را بخريد و قلع كرد و سقايه آنجا بساخت . و بنياد آن در سنهء ثمان و عشرين و سبعمائه بود .
ديگر ، عمارت دار العابدين بود . و سبب ساختن آن عمارت آن بود كه شيخ
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 218
مساهمون: محمود بن عثمان
ص٢١٨