بود . و اگر به ظلم و ستم از ديگران فراگرفته باشد ، نفع آن نصيب خداوندان مال را بود . پس ، گفت : حق ، تعالى و تقدّس ، فرداى قيامت [ كه ] جمعى را حاضر گردانند ، و ايشان را ثواب و درجات و مقامات عالى كرامت كند . ايشان گويند : خداوندا ، ما در دنيا كارى نكرديم كه شايستهء اين دولت و منزلت باشيم ، اين فضل و كرم و رحمت از كجا ما را عطا فرمودى ؟ حق ، تعالى و تقدّس ، گويد : فلان حاكم در دنيا شما را ظلم كرد و به جور و ستم سعى بردى كه شما را بود از شما فراگرفت و آن را در راه خيرات صرف كرد ، و اين نفع حاصل آن است . و من كه خداوندم ظلم روا نداشتم : اين ثواب و درجات به سبب ايشان از آن شماست . ايشان گويند : خداوندا ، چون تو كه خداوندى ظلم روا ندارى ، ما كه بندگانيم نيز ظلم روا نداريم : چون ما [ را ] اين ثواب و درجات به سبب ايشان حاصل شد ، ما نصيبى از اين ثواب به ايشان مىدهيم . حق تعالى ايشان را ضايع نگذارد و از اين ثواب و درجات نصيبى بخشد .
سؤال كردند از شيخ ، قدّس اللّه روحه ، كه چه فرمايى در آنكه كسى خيرات و صدقات به ريا كند : او را اجرى باشد يا نه ؟
جواب : شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه بر ريا كه راحت مسلمانان و بندگان خدا در آن هست آن عبادت است ، و اجر آن ضايع نماند . و ترك دنيا كردن بههرحال كه هست مبارك است و امساك آن پسنديده نيست .
سؤال : مولانا احمد ولى گفت : روزى در خدمت شيخ بودم ، و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در احوال و كشف و مقامات مشايخ سخن مىفرمود . سؤال كردم و گفتم : يا شيخ ، در اين زمان كه ما در آنيم ، اين معانى كه شما تقرير مىفرماييد بتوان يافتن ؟
جواب فرمود كه بلى ، بتوان يافتن به چهار چيز : اول ، ترك دنيا ؛ دوم ، ملازمت نمودن صحبت درويشان از روى صدق ؛ سيّوم ، مداومت نمودن به ذكر لا إله إلّا اللّه ؛ چهارم ، به نان زنبيل قناعت كردن .
سؤال كردند از شيخ ، قدّس اللّه روحه ، كه چه فرمايى در حق مسلمانى كه زكات در ذمّت وى بود و ندهد ؟
جواب : شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : زكات بر اهل اسلام واجب است كه بدهند .
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 205
مساهمون: محمود بن عثمان
ص٢٠٥