شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : شرك گناهى است كه آن را نيامرزند . كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ »
( نساء : 51 ) . مىفرمايد كه جمله گناهان بيامرزم ، الّا شرك كه آن را نيامرزم . و رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، مىفرمايد : إنّ أخوف ما أخاف على أمّتى الإشراك باللّه . أما إنّى لا أقول يعبدون شمسا و لا قمرا و لا و ثنا و لكنّ أعمالا به غير اللّه و شهوة خفيّة . فرمود كه خوفترين چيزى كه مىترسم بر امت خود شركهاست به خداى تعالى . و نه آن مىگويم كه ايشان آفتاب و ماه و بتپرستند ؛ و ليكن شرك ايشان به خداى بود كه عملها نه از براى خداى كنند و در ايشان آرزوهاى پنهان بود . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، در شرح اين حديث فرمود كه شرك ايشان به خداى آن بود كه اعمال بر ياد خلق كنند . و شهوت پنهان ايشان آن بود كه از آن اعمال بهشت و حور و قصور و درجات و مقامات و كرامات خواهند از خداى ، و اين جمله غير خداى است كه طلب كرده باشند و عين شرك است ؛ و حق تعالى آفريننده و پديدكنندهء اين چيزهاست . پس ، عمل خالص آن بود كه از خداى جز خداى نخواهند كه به هر چيز كه فرود آيند بازمانند .
قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : أصحاب الكرامات كلّهم محجّبون . قال : من رضى بمقامه حجب عن أمامه . بيت :
در كوى خرابات بسى مردانند * كايشان كتبِ وفا ز بر مىخوانند
ليكن چو نهادِ مكرِ خود مىدانند * دامن ز جفا و از وفا بفشانند
و بر هيچ بازنمانند . و قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه : إنّ أعظم ما كمل به مذاهب القوم الإخلاص فى جميع الأمور و الأحوال ؛ لأنّ حقيقة التّصوّف إخلاص فى الآداب . و إخلاص فى الأحوال . و لقد خصّ اللّه تعالى المتصوفة بأحوال و معاملات و علوم و إشارات انفردوا بها عن عامّة الصّالحين .
فصل بيست و دوم در رضا
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : رضا بزرگترين جمله مقامهاست . هر صاحبدولتى كه از آن نصيبى يافت بسيار كارهاى دشوار بر وى آسان شده .