فصل بيست و يكم در اخلاص
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : راه حق به قدم اخلاص توان رفتن . پس سالك اين راه را هيچ زاد و مركب نافعتر از اخلاص نيست ؛ و هر قدمى كه سالك نهد و در اخلاص نباشد از حساب اين راه نبود . و حقيقت اخلاص آن است كه نصيب خلق در آن نبود ، بلكه خالص از براى خداى بود بىطمع و هيچ شريك در آن نبود تا آن عمل خالص بود . كما قال اللّه تعالى :
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
( كهف : 110 ) .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : حق تعالى وعدهء لقاى خود به عمل صالح داده است . و عمل صالح آن است كه به اخلاص بود و نصيب خلق در آن نبود . چنانكه فرموده است :
« لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
. گفت : به عبادت من هيچ شريك مگيريد . پس ، هر كس كه از روى اخلاص قدم در اين راه نهد و سلوك او در اخلاص بود اين راه به پايان توان برد و به مقصود او برآمده است . و آنكه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، فرموده است كه هر كس كه چهل صباح از براى خداى به اخلاص برآورد ، ظاهر گردد چشمههاى حكمت از دل او بر زبان او . پس ، هر كس كه چهل صباح به عبادت برآورد و اثر اين سعادت در خود نمىيابد ، از آن است كه از اخلاص محروم مانده است ، كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، راستگوى است و اين وعدهء به اخلاص داده است . و نه چهل صباح ، كه اگر چهل سال خود را به انواع عبادات و طاعات مشغول دارد كه اخلاص در آن نبود ، از اين دولت و سعادت يك سر موى ، بوى اين معنى به مشام جان او نرسد كه سنت الهى چنين است ،
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا »
( فاطر : 43 ) .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : عمل اندك كه از روى اخلاص بود آن را بركت بسيار بود .
و گفت : رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، معاذ بن جبل ، رضى اللّه عنه ، [ را ] گفت : يا معاذ ، أخلص دينك يكفيك القليل من العمل . گفت : خالص گردان دين خود را ، تا هر قدر عمل كه كنى تو را كفايت بود ، وگرچه اندك باشد .