تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
داد ، در نفس من خشم پديد [ آمد ] ، دست از او بازداشتم و ترسيدم از حق تعالى كه آنچه در آن دم او را زدمى از سر خشم بودى ، نه از امر حق تعالى ، و بدان گرفتار شدمى . از اين جهت ، چندان بنشستم كه نفس خود را از آن خشم بازآوردم . پس ، برخاستم و به امر حق قيام نمودم . پس ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : آن‌كس كه حاكم امور مسلمانان بود اين يك حكايت او را كفايت است در عدل و راستى كار فرمودن . و در حديث صحيح است : ما من أمير يلى أمر المسلمين ثمّ لا يجهد و لا ينصح إلّا لم يدخل معهم الجنّة . گفت نباشد هيچ اميرى كه حاكم كار مسلمانان كرده باشند ، پس جهد ننمايد در صلاح ايشان و نصيحت ايشان نكند به طريقهء دين ، الّا كه درنشود با ايشان به بهشت . و فى الحديث : اللّهمّ الطف بكلّ وال يلطف برعيّته ؛ و اعنف على كلّ وال يعنف برعيّته . و گفت : خداوندا ، لطف كن با هر حاكمى كه لطف كند با رعيت خويش ؛ و زجر كن با هر حاكمى كه زجر كند با رعيت خويش . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، فرموده است : من ولى من أمر أمّتى شيئا فخسفت سريرته ، رزق [ الهيبته ] من قلوبهم ؛ و إذا بسط يده و لهم بالمعروف رزق المحبّة منهم ؛ و إذا انصف الضعيف من القوى قوّى الله سلطانه ؛ و إذا عدل مدّ فى عمره . گفت هر كس كه حاكم كردند به چيزى از كارهاى امّت من ، پس سيرت او نيكو بود ، هيبت او در دل‌هاى ايشان روزى او گردد . و چون دست نيكويى و عطاى او به ايشان گسترده شود ، محبت او در دل‌هاى ايشان نصيب او گردد . و چون داد مردم ضعيف از قوى ستاند ، حق تعالى سلطنت او قوى گرداند . و چون عدل كار فرمايد ، بركت در عمر او پديد شود . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : حق تعالى مىفرمايد :
« تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »
( مائده : 2 ) ، هيچ مدد اوفر و اعانت اكمل بدان نرسد كه مضطرّى را از بند ضرر خلاص دهند و ملهوفى حزين را دريابند و قيد همّ و حزن او بگشايند . و اين توفيق ملوك را كرامت كرده‌اند كه تمامى استعداد در ايشان حاصل است . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : ابراهيم اعرج ، كه والى مدينه بود ، از ابو هريره ، رضى اللّه عنه ، پرسيد كه در اين كار كه من هستم چه كنم كه نجات و رستگارى من در