تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ايشان كنند . و عاقبت دليل اعتقاد است : هرچه عمر در آن گذاشته باشد ، خاتمتش هم در آن باشد . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اين دولت و سعادت و قبوليت به مداومت صحبت درويشان و خدمتكارى ايشان يافت مىشود . پس ، جهد كنيد تا از محبّان و كسان خداى باشيد و از حالات و مقامات ايشان خبر يابيد . و اگر اين نتوانيد ، سعى كنيد كه متابعت ايشان كنيد با انواع عبادات و طاعات و طريقى كه ايشان رفته‌اند . و اگر اين نتوانيد ، بكوشيد تا از دوستان و محبّان ايشان باشيد تا بىبهره نمانيد . و جهد كنيد كه به خدمتكارى ايشان قيام نماييد و پيوسته چيزى كنيد كه دل ايشان از آن خوش آيد تا از جملهء مقبولان ايشان باشيد كه هر كس كه قبول جان و دل ايشان شود ، مقبول حق بود و مقبول جمله دل‌ها باشد و هرگز مردود نشود . شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : از نشانهء عنايت حق تعالى در شأن بنده آن است كه انس او با درويشان بود و نشستن او با ايشان باشد و دوستار و خدمتكار ايشان باشد . و باللّه التّوفيق .

فصل ششم در دوستى از براى خداى

شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : هيچ عمل نزد خداى تعالى فاضل‌تر از آن نباشد كه برادرى از براى خداى دوست دارى . و گفت : حق تعالى وحى كرد به موسى ، عليه السلام ، گفت : يا موسى ، هرگز از براى من كارى كرده‌اى ؟ موسى ، عليه السلام ، گفت : إلهى ، صلّيت لك و صميت لك و تصدّقت لك و ذكرت لك . خداوندا ، نماز و روزه و صدقه از براى تو كردم . فقال اللّه تعالى : « الصلاة لك برهان و الصّوم لك جنّة و الصدقة لك ظلّ و ذكرى لك نور ، فأىّ عمل عملت لى ؟ » حق تعالى گفت : نماز تو را برهانى است و روزه تو را سپرى است و صدقه تو را سايه‌اى است و ذكر من تو را نورى است ؛ پس كدام عمل از براى من است ؟ موسى گفت : إلهى دلّنى على عمل هو لك . خداوندا ، راهنماى مرا به عملى كه آن تو را بود . فقال اللّه : « هل واليت بى وليّا ؟ هل عاديت بى عدوّا قطّ ؟ » حق تعالى گفت : هرگز دوستى از دوستان من از براى من دوست داشته‌اى ؟ هرگز دشمنى از دشمنان من از
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 127 | محمود بن عثمان / منوچهر مظفريان