روحه ، إيّاك و أن تغترّ بلعلّ و عسى . گفت : بر تو باد كه حذر كنى از آنكه تو را مغرور كند بر بوك و مگر ، كه بسيار خلايق در اين مهلكت گرفتار شدهاند و در حجب محرومى و بىسعادتى ماندهاند . بيت :
تا كار جهان راست كنى دير شود * چون دير شود دلت ز ما سير شود
قال الشيخ ، قدّس اللّه روحه : العبودية الرّجوع إلى اللّه تعالى فى كلّ شىء على حدّ الاضطرار .
گفت : عبوديت بازگرديدن است به خداى تعالى در همه چيزى كه اسم بندگى در آن افتد و جدّ و جهد تمام در آن بنمايد تا حدّى [ كه ] مضطر شود و هيچ قدرت ديگر او را در آن نبود ؛ يعنى تا كوشش دارد ، در آن بكوشد . اما شقاوت شخص از كاهلى و مهلت نفس است كه گويد : بعد از اين نيكو شوم . و همهروزه اين مىگويد ، تا آن زمان كه مرگ برسد و دست تهى درگذرد . پس دوايى اين علت [ را ] نيست ، مگر صحبت صالحان و نيكمردان .
فصل پنجم در صحبت
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : بركت و جمعيت و سلامت و عافيت در صحبت درويشان و صالحان است . پس ، اگر درويشى بينى كه از صحبت درويشان تجاوز كرده است ، بدان كه آن از علتى خالى نيست . و هر درويش كه نه در صحبت درويشان مىباشد خود را بود و از وى هيچ كار نيايد ؛ و اگرچه طاعت و عبادت بسيار كند ، هيچ بركت نياورد . و گفت : مرد از يكروزه صحبت درويشان كه از روى صدق و طلب با ايشان صحبت دارد چندان فايده يابد كه به عمرها كه به تنهايى بوده باشد بدان نرسيده باشد .
و شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : اگر درويشى در صحبت درويشان باشد و در دل او تفرّق و تجسّس و نادوستى در حقّ ايشان باشد ، در صحبت ايشان نابودش بهتر . و خود چنين كس در صحبت ايشان نتواند بود .
و گفت : هر كس كه در صحبت درويشان باشد و دل درويشان از وى خوش نيايد و ديدن وى آزار خاطر درويشان باشد ، او را زيانكارتر است از آنكه صد سال در