به نيّت است . « 1 » پس ، اگر آن اعمال از براى خداى تعالى كرده باشد ، ثمرهء آن حاصل آيد هم در دنيا و هم در آخرت . و آن ثمره هرگز نيست نشود ، چنانچه صفت بقا و حيات است . و اگر آن اعمال از براى رياى خلق و از براى تنعمات و مرادات اين جهانى كه بيابد ، كرده شود ، پس اگر مراد او حاصل نيايد ، آن اعمال خود هيچ بود ؛ و اگر حاصل آيد ، يقين كه دير نپايد و زود نيست شود و هيچ در دست او نماند ؛ پس اين نيّت موجب هلاكت اعمال او بوده باشد .
و قال ، قدّس اللّه روحه : قتل النفس فى تقليب النيّة و القصد . گفت : قتل نفس در آن است كه نيّتى كه شخصى از براى رياى خلق و يافت مرادات اين جهانى و تمتّعات شهوات نفسانى كرده باشد ، و همگى ميل و حرص نفس او در آن بود از آن نيّت صادقانه بازگردد و قصد راه راست كند و به خداى تعالى بازگردد .
شيخ ، قدّس اللّه ، در معنى القليل عند اللّه كثير فرمود كه آن عملى كه اندك باشد به نيّت خالص نزد حق تعالى بزرگقدر و بسيار نفع بود . « 2 »
فصل دوم در عمل
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : نشانهء عنايت حق تعالى در شأن بنده ، آن است كه او را به عملى صالح مشغول دارد تا پيروى صالحان مىكند .
و گفت : تربيت به زبان اعمال بايد ، نه به زبان اقوال .
و من كلامه ، قدّس اللّه روحه : عمل رجل فى ألف رجل أكثر تأثيرا من عظة ألف رجل فى رجل .
گفت : عمل يك مرد در هزار مرد بيشتر تأثير كند از پند و نصيحت هزار مرد در يك مرد .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : عمل صالح كه حق تعالى مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ »
( كهف : 107 ) آن است كه نصيب نفس در آن نباشد و خاص از براى خداى تعالى كرده باشد .
هامش
( 1 ) . در متن : حيوة اعمال آن به يتت الع .
( 2 ) . در متن : آن عملى كه اندك باشد به نيت خالص كه نزد حق تعالى بزرگقدر و بسيار نفع بود .