شرح
( 276 ) ص 113 س 3 :عاشقانى كه باخبر ميرند، اين سه بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 345 آمده است .
( 277 ) ص 113 س 7 :هركه بميرد شود دشمن او دوستكام، اين بيت مطلع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 555 آمده است .
( 278 ) ص 113 س 11 :چون نعرهء الصلا برآيد، اين بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 498 - 499 آمده و مطلع آن بدين گونه است :ما بر در و بام اين سراييم * ما منتظران اين سراييم( 279 ) ص 114 س 6 :با اين همه مهر و مهربانى، اين چهار بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 860 چنين آمده است :با اين همه مهر و مهربانى * دل مىدهدت كه خشم رانى
وين جملهء شيشههاى جان را * در هم شكنى بلن ترانى
در زلزله است دار دنيا * در خانهء رخت مىكشانى
نالان تو صد هزار رنجور * بىتو نزيند هين تو دانى
دنيا چو شب و تو آفتابى * خلقان همه صورت و تو جانى
هرچند كه غافلند از جان * در مكسبه و غم امانى
اما چون جان ز جان بجنبد * آغاز كنند نوحهخوانى
خورشيد چو در كسوف آيد * نى عيش بود نه شادمانى
تا هست ازو به ياد نارند * اى واى چو او شود نهانى