تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
شرح
( 276 ) ص 113 س 3 :عاشقانى كه باخبر ميرند، اين سه بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 345 آمده است . ( 277 ) ص 113 س 7 :هركه بميرد شود دشمن او دوست‌كام، اين بيت مطلع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 555 آمده است . ( 278 ) ص 113 س 11 :چون نعرهء الصلا برآيد، اين بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 498 - 499 آمده و مطلع آن بدين گونه است :ما بر در و بام اين سراييم * ما منتظران اين سراييم( 279 ) ص 114 س 6 :با اين همه مهر و مهربانى، اين چهار بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 860 چنين آمده است :با اين همه مهر و مهربانى * دل مىدهدت كه خشم رانى وين جملهء شيشه‌هاى جان را * در هم شكنى بلن ترانى در زلزله است دار دنيا * در خانهء رخت مىكشانى نالان تو صد هزار رنجور * بىتو نزيند هين تو دانى دنيا چو شب و تو آفتابى * خلقان همه صورت و تو جانى هرچند كه غافلند از جان * در مكسبه و غم امانى اما چون جان ز جان بجنبد * آغاز كنند نوحه‌خوانى خورشيد چو در كسوف آيد * نى عيش بود نه شادمانى تا هست ازو به ياد نارند * اى واى چو او شود نهانى
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 358 | فريدون بن احمد سپهسالار / سعيد نفيسى