تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
غزليست كه در نسخهء چاپ لكنهو در صحيفهء 661 ثبت شده است و سابقا در صحايف 187 - 188 چاپ كرده‌ام .
شرح
( 193 ) ص 75 س 10 :آنچه مىآرد ز وصفت اين زمانم در دهن، اين چهار بيت هم از غزليست كه در چاپ لكنهو در صحايف 644 - 645 آمده و سابقا در صحايف 313 - 314 چاپ شده است . ( 194 ) ص 76 س 2 :نيم ز كار تو فارغ هميشه در كارم، اين سه بيت نيز از آغاز غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحيفهء 573 آمده است . ( 195 ) ص 76 س 9 :كارى ندارد اين جهان تا چند گل‌كارى كنم، اين دو بيت از آغاز غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحايف 516 - 517 آمده و در سفينهء معتبرى چنين ثبت شده است :حاصل ندارم زين جهان تا چند گل‌كارى كنم * حاجب ندارد يار من تا كى منش يارى كنم من خاك تيره نيستم تا باد بر بادم دهد * من چرخ ازرق نيستم تا خرقه زنگارى كنم دكان چرا گيرم چو او بازار و دكانم بود * سلطان جانم پس چرا چون بنده جاندارى كنم دكان خود ويران كنم دكان من سوداى او * چون كان لعلى يافتم من چون دكاندارى كنم چون سرشكسته نيستم سر را چرا بندم بگو * چون من طبيب عالمم به هرچه بيمارى كنم