تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
دلا مشتاق ديدار و غريب و عاشق و مستم * كنون عزم لقا دارم من اينك رخت بربستم
شرح
( 186 ) ص 73 س 6 : « عالم صهو و اثبات » ، در اصل چنينست و پيداست كه بايد « صحو » باشد . ( 187 ) ص 73 س 11 - 12 : « عالم هرگز بىوجود قطب خالى نخواهد ماند ، در اصل چنينست و واضحست كه بايد چنين باشد : « عالم هرگز از وجود قطب خالى نخواهد ماند » يا « عالم هرگز بىوجود قطب نخواهد ماند » . ( 188 ) ص 74 س 2 :ستاره‌ايست خدا را كه بر زمين گردد، اين سه بيت از غزل درازيست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحايف 322 - 323 آمده و مطلع آن اينست :ز بانك پست تو اى دل بلند گشت وجود * تو نفخ صورى يا خود قيامت موعود( 189 ) ص 74 س 6 :دى بر سرم تاج زرى بنهاده است آن دلبرم، اين دو بيت هم از غزليست كه در صحيفهء 516 چاپ لكنهو آمده و اين دو بيت آغاز آن غزلست . ( 190 ) ص 75 س 3 : « قدس اللّه روحه الغرر » ، در اصل چنينست و پيداست كه مىبايست « قدس اللّه روحه العزيز » باشد . ( 191 ) ص 75 س 6 :به من نگر كه بجز من به هر كه درنگرى، اين بيت مطلع غزليست كه در چاپ لكنهو در صحيفهء 968 آمده است و سابقا در صحايف 188 - 189 چاپ كرده‌ام . ( 192 ) ص 75 س 8 :به من نگريد و رخسار زعفرانى من، اين بيت هم مطلع
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 323 | فريدون بن احمد سپهسالار / سعيد نفيسى