گهر سفتم درين ديوان كه تا تو رستى از ديوان * خمش كردم كنون اى جان كه خاموشيست رهپيما
ز شمس الدين تبريزى دلا بايد كه نگريزى * كه او خورشيد يزدانست و مىتابد بهر شيدا
شرح
( 142 ) ص 59 س 9 :اين طبيبان بدن دانشورند، رجوع كنيد به مثنوى چاپ علاء الدوله ص 371 سطر 6 و 8 و 9
( 143 ) ص 59 س 19 : نهاية المعارف اللّه نيته ، ظاهرا در اصل چنين بوده است : « نهاية المعارف اللدنية » .
( 144 ) ص 60 س 5 :تا لب دريا نشان پاىهاست، رجوع كنيد به مثنوى چاپ علاء الدوله ص 449 سطر 17 كه در آنجا اين بيت چنين آمده :تا لب بحر اين نشان پاىهاست * پس نشان پا درون بحر لاست( 145 ) ص 60 س 11 :اينجا حلول كفر بود و اتحاد هم، اين بيت از قصيدهء معروفيست از فريد الدين عطار نيشابورى كه مطلع آن اينست :اى روى دركشيده به بازار آمده * خلقى بدين طلسم گرفتار آمدهرجوع كنيد بديوان قصايد و غزليات شيخ فريد الدين ابو حامد محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابورى با تصحيح و مقدمهء گردآورندهء اين سطور چاپ طهران 1319 ص 44 و 414
( 146 ) ص 61 س 17 :آب دريا مرده را بر سر نهد، رجوع كنيد به مثنوى چاپ علاء الدوله ص 75 سطر 27 و 28 .
( 147 ) ص 62 س 2 : فلما اتها نودى من شاطى الوادى الايمن ، اصل آيه اينست :« فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ »( سورة القصص