بر على سى ذكر كرده « 1 » آشكار * كو درين اسرار ما را پايدار « 2 »
گفت يا ربّ امتم آزاد كن * جمله را در حشر « 3 » شان دل شاد كن « 4 »
( آ : برگ 7 ب )
گفت بخشيدم تمام امتت * بلكه از جمله جهان در حرمتت « 5 »
چون محمّد باز جاى خود رسيد * هر دو عالم در درونِ خويش ديد
محو گشته فانىِ مطلق شده * در بحار علم « 6 » مُستغرق شده
خويش را كُلّ ديد كلّ را خويش ديد * همچنان كز پيش ديد از پس بديد « 7 »
سى هزار اسرار « 8 » از سرّ كلام * در ميان آورد از بهر نظام
سى هزار اسرار با « 9 » حيدر بگفت * باز حيدر رفت و با « 10 » چَه باز گفت
صاحب « 11 » و زوج بتولى « 12 » مرتضاست * بر يقين او پيشواى اولياست
در دل او بود مكنوناتِ « 13 » غيب * زان برآورد « 14 » او يد بيضا ز جيب « 15 »
هامش
( 1 ) آ : بر على سىهزار دگر كن آشكار - ل : بر على كن سى ديگر آشكار - ن : بر على سى ديگر كن آشكار .
( 2 ) ظاهرا معنى كه در اينجا مقصود است عبارت است از يارىدهنده و مددكار ، ولى اين معنى در فرهنگ نفيسى تحت كلمه پايدار آمده نه جزو معنى كلمه پايدار و چون پايدار اصلش پايدار است ، ايراد اين كلمه در اين بيت بىمورد نيست .
( 3 ) آ : محشر ، ب ، ل ، ن : ندارد تصحيح قياسى .
( 4 ) الهىنامه ، ص 319 ، ز فضل خود همه آزاد گردان ز بودت جملگى دلشاد گردان .
( 5 ) ب ، ل ، ن : هر دو بيت فاقد است . ( گفت يا رب . . . . حرمتست ) .
( 6 ) ل : در جهان عشق .
( 7 ) ب ، ل ، ن :همچنان كز پس بديد از پيش ديد .( 8 ) ب : اشعار ( بجاى اسرار ) .
( 9 ) ب : از ( بجاى با ) .
( 10 ) آ ، ل : ور چه ، ن : و اندر چه ، عطار : الهىنامه ، ص 321 .
اين مضمون همينطور بيان شده :و حقيقت سى هزار سرّ بىچون * ابا حيدر بگفت او بىچه و چون
على چون شد ز سرّ دوست آگاه * وُرا طاقت نبود و گفت با چاه( 11 ) ب : ننوشته .
( 12 ) ل : بتول او .
( 13 ) آ ، ن : مكتوبات .
( 14 ) ل : زان برآوردى .
( 15 ) كليات عطار : منطق الطير ، ص 1061 :در ضميرش بود مكنونات * زان برآوردى يد بيضا ز جيبو در منطق الطير ، ص 31 ، مصرعه دوم اينطور آمده است :زان برآوردى يد و بيضا ز جيب