شاهِ مردان چون خليل اللّه به صورت بتشكن * شيرِ يزدان از رسول اللّه به معنى يادگار
قهر او از آسمان لا فَتى الّا علىّ * تيغِ او از گوهرِ لا سيف الّا ذو الفقار « 1 »
عالم او را گر امير المؤمنين خواند سزاست * آدم او را گر امام المتّقين گويد رواست « 2 »
ايضا و له رحمة اللّه عليه « 3 »
در قيامت كآفرينش خيمه در « 4 » محشر زنند * سكّهء دولت به نامِ آل پيغمبر « 5 » زنند
شهسواران در ركابِ راكبِ دُلدُل روند « 6 » ( آ ) * خاكيان لاف از هواى خواجهء قنبر زنند ( ل ) « 7 »
تشنگانِ وادى ايمن چو در كوثر رسند * از شغف دستِ طلب « 8 » در دامنِ حيدر زنند ( ب ) « 9 »
هركه او « 10 » چون حلقه نبود بر در حيدر مقيم * رهروانِ راهِ حق چون حلقهاش بر در درزنند
« ره به منزل برد هركه مذهبِ حيدر گرفت * آب حيوان يافت هركه خضر را رهبر گرفت » « 11 »
هامش
( 1 ) ل : ابيات از « شاه مردان تا رواست » را ندارد .
( 2 ) ن : از بيت« قهر او از . . . رواست »را ندارد . براى بند مزبور قب : ( ديوان خواجو كرمانى ، ص 133 ) .
( 3 ) آ ، ل ، ن : و له .
( 4 ) ل : ديوان خواجو ، ص 135 بر .
( 5 ) ن : پيغامبر .
( 6 ) ل : دلدلسوار آ : برگ 7 الف .
( 7 ) ل : برگ 5 الف .
( 8 ) ل : دست سعف ، ن : دست شغب 70 ب ، ب برگ 7 الف .
( 9 ) ل ، ب : كو .
( 10 ) بيت آخرين در ل : ندارد .
( 11 ) اين تركيببند است فى منقبة اسد اللّه الغالب على ابن ابى طالب كرم اللّه وجهه كه خواجوى كرمانى سرودهء قب : ديوان خواجو : ص 135 .