من كلام شيخ الشيوخ فريد الدّين عطار قدّس سرّه « 1 »
اى پسر تو اى نشانى از على * عين و لام و يا « 2 » بدانى از على « 3 »
از دمِ عيسى كسى گر زنده خاست « 4 » * او به دم دستِ بريده كرده راست « 5 »
مصطفى گفتست « 6 » چون آدم به علم * نوح فهم آنگاه و ابراهيم حلم « 7 »
يا چو يحيى زهد و موسى بَطش كيست « 8 » * گر نمىدانى شجاع دين عليست « 9 »
پس محمّد چون وصالِ دوست ديد * هر كمالى را كه آن اوست ديد
گفت با او سىهزار و شش هزار * جملهء اسرار سِرّش بيشمار
سى هزار اسرار گفتا اين مگوى « 10 » * سى هزار ديگرش گفت اين بگوى « 11 »
هامش
( 1 ) آ : من كلام شيخ الشيوخ فريد الدّين عطار ب : فرمايد قدّس سرّه ل : و له ، ن : شيخ عطار فرمايد قدّس اللّه سرّه فريد الدّين ابو حامد محمّد ابو بكر ابراهيم بن اسحاق نيشابورى شاعر شهير كه درستترين تاريخ ولادت وى 6 شعبان 530 هجرى است و درستترين تاريخ رحلت او را سال 627 هجرى ( 1229 - 1230 م ) بايد دانست . رك به : سعيد نفيسى ، جستجو در احوال و آثار فريد الدّين عطار نيشابورى ، جامى ، نفحات الانس ، ص 540 به بعد - آذر بيگدلى ، آتشكدهء آذر ، ج 2 ، ص 695 ، مقدمه تذكرة الاولياء عطار از علامه محمّد قزوينى ، صفا ، تاريخ ادبيات ايران ، ج 2 ، صص 858 - 865 - شيلى ، شعر العجم ، ج 2 ، ص 9 .
( 2 ) ل : عين و يا و لام ، عطار ، منطق الطير ، ص 37 .
( 3 ) كليات عطار ، ص 1061 مثل متن .
( 4 ) كليات عطار ، ص 1061 اين مصرعه چنين نوشته شده « از دم عيسى چو مرده زنده خاست » و در منطق الطير چاپ نولكشور ، ص 31 ، از دم عيسى گر يك زنده خواست . براى اين بيت ( رك به پاورقى 7 همين صفحه ) رك به : كوكب درى ، ص 68 من اراد ان ينظر الى آدم فى علمه و الى نوح فى فهمه و الى يحيى فى زهده و الى موسى فى بطشه فلينظر الى على ابن ابى طالب و اللّئالى المصنوعة ، ج 1 ، ص 184 موضوع .
( 5 ) آ : گفته است .
( 6 ) آ : گفته است .
( 7 ) آ : ابراهيم به حلم ، ل : و ابراهيم حلم . ( رك به پاورقى 4 همين صفحه )
( 8 ) ل : باز .
( 9 ) ب : لست . اين دو بيت اخير كه :مصطفى گفتست . . . شجاع دين عليستاز مثنوى مصيبتنامه ، عطار ، ص 29 ، گرفته شده .
( 10 ) ل : گفت راز خود سه باره سى هزار ، ن : گفت به او سى هزار و شصت هزار ، الهىنامه ، ص 319 :بگفت اسرار جانان سى هزارشعطار : الهىنامه ، ص 32 :مگو تو سى هزارم سرّ اسرار * درون خويش در جان نگهدار( 11 ) الهىنامه ، ص 318 حقيقت سىهزار ديگرش گوى .