( آ : برگ 104 ب ) و به لفظ جمع نيز فرمود كه اگر نيك باشيد از ما باشيد و اگر بد باشيد ( ب ) « 1 » شما را به ما بخشند « 2 » .
وقتى ديگر در نصيحت امير عمر خوشى « 3 » ، خدايش بخشد ، وقت خوشى فرمود كه :
اى عمر اگر نيك باشى از ما باشى و اگر بد باشى ترا به ما بخشند « 4 » .
وقتى ديگر فرمود كه محمّد ما شك بهغايت صادق است امّا هنوز به سال خورد است « 5 » .
وقتى ديگر فرمود كه حاجى يعنى اخى « 6 » به سبب سعادت به اين « 7 » ديار آمده است « 8 » ، زيرا كه بيشتر « 9 » از جميع اتباع و احباب او حقوق صحبت و نعمت بر ما ثابت كرده است .
و اين سخن در آن اوان فرمود ( ت ) « 10 » كه :
ستون « 11 » در خانقاه به سوى اخى افتاد و حضرت امير « 12 » به آواز بلند اخى را « 13 » تنبيه كرد تا حذر كند و بعد از حذر او را در كنار گرفت و فرمود كه دعوت بايد دادن شكرانه خلاص را .
و وقتى ديگر فرمود كه مولانا محمّد سراى مرد « 14 » ذاكر و ساهر است و لايق خانقاهدارى « 15 » است ، امّا اين معلول چاه نيمكاره است كه اگر آبهاى عالم را در وى ريزند پر نشنود .
حضرت « 16 » سيادت در خانه امير سرخ رحمه اللّه « 17 » بر اين فقير معلول غضب نمود و فرمود كه آنچه گفتم چرا چنين « 18 » نكنى تا ساعة فساعة « 19 » بر مزيد باشى ؟ و
هامش
( 1 ) - ب : برگ 93 الف .
( 2 ) - گ : وقتى ديگر فرمود به لفظ جمع كه اگر نيك باشيد از ما باشيد و اگر بد باشيد شما را به ما بخشند ، در حاشيه صفحه آمده است و ل ، ن ، گ : عبارت « وقتى ديگر فرمود . . . به ما بخشند » . ندارد .
( 3 ) - معلوم نشد كيست .
( 4 ) - ت : اين جمله را ندارد .
( 5 ) - گ ، ل : « وقتى ديگر . . . . است » ندارد .
( 6 ) - يعنى اخى حاجى بن المرحوم طوطى على شاه الختلانى . آ ، ب : مندو .
( 7 ) - آ ، ب ، ل ، ن ، گ : اين .
( 8 ) - ت ، ل : آمد .
( 9 ) - آ : بيشش .
( 10 ) - ت : برگ 85 الف .
( 11 ) - آ ، ت ، ل ، گ : ستوفى .
( 12 ) - حضرت امير سيّد على همدانى .
( 13 ) - گ ، ل : اخى را به آواز بلند .
( 14 ) - گ ، ل : مردى .
( 15 ) - آ ، ب ، ل : خانقاى دارى .
( 16 ) - ب : جناب .
( 17 ) - گ ، ل : ندارد . حيدر بخشى : رسالهء مستورات ، برگ 417 . ب : وقتى جناب سيادت با جمعى كثير رو به طرف كلاب نمود و فلاجرم چون ( 418 الف ) در آنجا نزول كردند آن شب ضيافت امير سرخ شد .
( 18 ) - گ ، ل : ندارد ، ت ، ن : چنان .
( 19 ) - ل : ساعت فساعت ، گ : ساعت به ساعت .