درآمد ، حضرت امير با درويشان بهم « 1 » صحبت « 2 » و عزلت اختيار كردند و در همان رود بعد از نماز پيشين ( گ ) « 3 » حضرت امير را علالتى « 4 » پيدا شد و تا پنج روز آن ملالت « 5 » كشيد ( ل ) « 6 » و در اين پنج روز هيچ چيز از طعام دنياوى « 7 » تناول ننمود « 8 » مگر در روز آخر كه چند كرت آب مىخورد « 9 » و چون شب چهارشنبه « 10 » ششم ماه ذىالحجه « 11 » در آمد و وقت نماز خفتن شد « 12 » ، اصحاب را طلب كرد ( ت ) و نصيحت فرمود و وصيت كرد كه :
هميشه با حق باشيد و
بر ملازمت ( ب ) « 13 » اوراد و اوقات ثابتقدم باشيد و
خاطر با ما داريد و
ما را بحل كنيد و
تا يك سال ( آ : برگ 99 ب ) اگر در وفادارى ثابتقدم باشيد نزد مشهد ما مجاور باشيد و اوراد مىخوانيد .
پس اين نصايح قبول كنيد تا به سعادت دنيا و آخرت برسيد و اگر بر غير اين باشيد ، شما دانيد ، بعده فرمود كه :
« خير باد برويد و نماز بگزاريد « 14 » »
فلاجرم « 15 » اصحاب بيرون آمدند و آنچه فرمود بجاى آوردند و به وظيفه مشغول شدند و شنوده مىآمد كه بر زبان مبارك « 16 » حضرت امير قدس اللّه سرّه اين اذكار جارى بود كه :
« يا اللّه يا رفيق يا حبيب « 17 » » .
هامش
( 1 ) ب ، ن : ندارد .
( 2 ) ت ، ب ، ل ، گ : صحت .
( 3 ) گ : ص 484 .
( 4 ) گ : ملالتى .
( 5 ) ت ، گ ، آ ، ل ، ن : ندارد .
( 6 ) ل : برگ 68 الف .
( 7 ) ب ، ن : ندارد .
( 8 ) گ ، ل : هيچ نخورد .
( 9 ) ب : نوشيد ، گ : خورد .
( 10 ) آ : چهل شنبه .
( 11 ) ل : ذى حج .
( 12 ) گ ، ب ، ل : ندارد ، ت : برگ 79 ب .
( 13 ) ب : برگ 86 الف .
( 14 ) آ ، ب ، ن : بگذرانيد .
( 15 ) ل : ندارد ، گ : لاجرم .
( 16 ) فقط ل : ندارد .
( 17 ) حيدر بخشى : در رسالهء مستورات برگ 421 ب همه اين مطالب از روى خلاصة المناقب مندرج شده و در آن اين هم تزايد است كه نقل كردند كه در وقت نزع به زبان مبارك خود بسم اللّه الرّحمن الرّحيم فرمودند . چون درويشان آن را قلم آوردند ، تاريخ وفات آن جناب سيادت همان افتاد ( حيدر بخشى :
رسالهء مستورات ، 421 ب ) .