نظم « 1 » ( آ : برگ 100 الف )
چو شد از گاه احمد خاتم دين * ز هجرت هفتصد و شصت و ثمانين
برفت از عالم فانى به باقى * امير هر دوعالم آل يس « 2 » ( ب ) « 3 »
لآخر « 4 »
شرح غم تو لذت شادى به جان دهد * لعل لب تو طعم شكر در دهان « 5 » دهد
طاوس جان به جلوه درآيد ز خرّمى * گر طوطى لبت به حديثى زبان دهد « 6 »
و بدان كه احوال اولياء در زمان نزع مختلف باشد زيرا كه هيبت غالب بود « 7 » ( ل ) « 8 » بر بعضى و رجا بر بعضى و بر بعضى در آن زمان چيزى كشف شود كه موجب ثقت « 9 » باشد .
حسن بن على رضى اللّه عنهما « 10 » در آن زمان بگريست « 11 » و بلال گفت : وا طرباه در جواب عروس خود « 12 » كه « 13 » گفته بود وا حزناه « 14 » و عبد اللّه بن مبارك چشم بگشاد
هامش
( 1 ) گ : ندارد ، ص 485 .
( 2 ) سوره ( 36 ) قرآن مجيد است و لقب حضرت سرور كائنات محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
( 3 ) ب : برگ 86 ب .
( 4 ) آ ، ب ، ت ، ل : ندارد .
( 5 ) ب : به دهان ، ن : با دهان .
( 6 ) اشعار ظهير فاريابى كه در مدح قزلارسلان سروده . رك به : ديوان ظهير فاريابى ، ص 25 ، گ :
اين دو شعر در حاشيهء صفحه آمده .
( 7 ) ب : باشد .
( 8 ) ل : برگ 68 ب .
( 9 ) آ ، ب : ثقة .
( 10 ) ت ، گ : عليه السّلام .
( 11 ) در كتاب كفايه جناده بن اميه روايت كرده كه در مرض حضرت امام حسن كه به آن مرض از دنيا برفت ، به خدمت او رفتم و در پيش او طشتى گذاشته بود و پارهپاره جگر مباركش در آن طشت مىافتاد . . . پس طشت را از پيش حضرت برداشتند ، حضرت بگريست . مجلسى : جلاء العيون ، ص 165 . حسن بن على بن أبى طالب مسموعا شهيد گرديد . به سال 40 هجرى . ابن جوزى :
كتاب صفة الصفوة ، ج 1 ، ص 319 . زركلى : قاموس الاعلام ، ج 8 ، ص 72 .
( 12 ) گ : بلال رضى اللّه عنه و اطرباه در جواب عروس خود گفت كه .
( 13 ) آ ، ت : ندارد .
( 14 ) وفات يافتن بلال رضى اللّه عنه با شادى . مثنوى مولوى دفتر سوم ، ص 93 . متوفى 20 هجرى / 641 ميلادى . رك به أسد الغابة فى معرفة الصحابة ، الاثير ، ج 1 ، ص 206 . زركلى : قاموس الاعلام ، ج 7 ، ص 49 ، دائرة المعارف اسلامى ، لندن ، جلد 1 ، ص 718 .