تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
آنست كه اول سر نفس را كه به چهارپايه طبايع قايم است بشكند - آنگاه فرقهء هوا و طبقهء هوس را كه بر وى جمع شده‌اند ، آن جمع را متفرق گرداند تا بىسر و بىجمع هرچه گويد ازو گويد و با او گويد - اين است گويندهء صدق و جويندهء حق - نكته هركه را گوش هوش باستماع سماع كلمهء عشق باز است و ديدهء دل به نظارهء عالم محبت روشن ، سبيل آنست كه خط بر اسم و رسم كشد - درخت از حضيض خطوط نفسانى بركشد و بتدريج با وجد وحدت برآيد و بقاف عشق ترقى نمايد -

[ فصل سوم : پيرامون حرف قاف است ]

- قوله تعالى و هوا صدق الصادقين
ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ
روزى طاوس ملائكه به حضرت رسالت پناه رسيد عليه الصلاة و السلام و فرمان رسانيد كه اى سيمرغ قاف قل
ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ
سبحان اللّه اشارتى كه ميان محب و محبوب باشد فلك و ملك را بر آن وقوف نيفتد و دوست را با دوست بسيار مكالمه و محاوره بر