افتادند ( و المخلصون على خطر عظيم ) كار اخلاص دارد - پس هر كه خواهد تاج اختصاص عشق بر تارك وقت خود نهد ، او را كمر اخلاص بر ميان جان بايد بست - درين راه كه گذرگاه خواص است پاى بر ذروهء اخلاص چنان ثابت بايد داشت كه اگر نفس خواهد تا بدست هوا آن را از جاى برد نتواند و اگر عياذا بالله لغزشى افتد بر فور تعلق به سلسله انابت كند بمقام باز تواند آمد -
نكته امروز يكى در بستان عمل درخت طاعت مىكارد و ديگرى در خارستان امل نهال معصيت مىنشاند - فردا چون به حكم ( اذا را هم الربيع فاذكر و الثور ) باغ قيامت را بهار پديد آيد ، آن درخت طاعت اگر آب اخلاص نيافته باشد بباد خذلان بينى خشكتر گشته و آن نهال معصيت را اگر نسيم ندم پرورى شد ، به ميوهء مغفرت بينى بارور شده -
نكته و اگر اين مثال بكلمات تذكير مشابهتى دارد اگر تذكير خواهى شنوى از مذكر تحقيق شنو - مذكر محقق
رساله مخ المعانى ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: امير حسن علاء سجزى دهلوى
ص٩٥