تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
491 - ماه يا جنتست يا رخسار * 492 - اى نغمه خوشت دم داود را شعار 493 - سبحان من يسبحه الرمل في القفار * 494 - قلم گرفتم و مىخواستم كه بر طومار 495 - منم ز مهر رخت روى كرده در ديوار * 496 - اى خوشا وصل يار و فصل بهار 497 - حبذا پاى گل و صبحدم و فصل بهار * 498 - مائيم و عشق و كنج خرابات و روى يار 499 - آشناى تو ز بيگانه و خويشتن چه خبر * 500 - ما را ز پرده تو دل از پرده شد بدر 501 - اى دل از سوداى جانان دارى از جان درگذر * 502 - شمسه چين را طلوع از طرف بغتاقش نگر 503 - اى تتق بسته از تيره شب بر قمر * 504 - بوستان جنتست و سروم حور 505 - زهى طناب سراپرده تو گيسوى حور * 506 - گر يار يار باشدت اى يار غم مخور 507 - دورى از ما مكن اى چشم بد از روى تو دور * 508 - برافكن سايبان ظلمت از نور 509 - بيار باده كه شب ظلمتست و شاهد نور * 510 - پندم بچه عقل مىدهد پير 511 - معلوم نگردد سخن عشق بتقرير * 512 - فتاده‌ام من ديوانه در غم تو اسير 513 - برگير دل ز ملك جهان و جهان بگير * 514 - با عقيق لب او لعل بدخشان كم گير 515 - بيدلى گر دل ز دلبر برنگيرد گو مگير
516 - ترك عالم‌گير و عالم را مسحرگرده گير * 517 - دامن خرگه برافكن اى بت كشمير 518 - كار من شكسته به سامان رسيد باز * 519 - اى دل از صحبت جانان طلبى جان درباز 520 - بستيم دل در آن سر زلف دراز باز * 521 - چون كوتهست دستم از آن گيسوى دراز 522 - خادمه عودسوز مطربه عود ساز * 523 - اى شده بر مه ز شبه مهره‌ساز 524 - پيش عاقل نياز چيست نماز * 525 - كجا بود من مدهوش را حضور نماز 526 - بنده محمودست و سلطان در ره معنى اياز * 527 - روز عيش و طرب و عيد صيامست امروز 528 - اين غزل يك دو نوبت از سر سوز * 529 - در جهان قصه حسن تو نشد فاش هنوز 530 - برك نسرين ترا بىخار مىيابم هنوز * 531 - نشست شمع سحر اى چراغ مجلسيان خيز 532 - بگشا به شكرخنده لب لعل شكرريز * 533 - اى دلم را شكر جان‌پرورت چون جان عزيز 534 - ز لعل عيسويان قصه مسيحا پرس * 535 - معنى اين صورت از صورتگران چين بپرس 536 - اى مرغ خوش‌نوا چه فروبسته‌اى نفس