تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
437 - گر مرا بخت درين واقعه ياور نشود * 438 - گرمى خسرو و شيرين بشكر كم نشود 439 - عجب از قافله دارم كه بد مىنشود * 440 - زهى لعل تو در درج منضود 441 - مهره مهر چو از حقه مينا بنمود * 442 - چشمت دل پر ز تاب خواهد 443 - دلم بىوصل جانان جان نخواهد * 444 - جان برافشان اگرت صحبت جانان بايد 445 - هركه با نرگس سرمست تو در كار آيد * 446 - سحر چو بوى گل از طرف مرغزار برآيد 447 - پيداست كه از دود دم ما چه برآيد * 448 - به سالى كى چنان ماهى برآيد 449 - گوئى بت من چون ز شبستان به در آيد * 450 - بخشم رفته ما گر به صلح بازآيد 451 - بلبل دل‌شده از گل بچه رو بازآيد * 452 - عشقست كه چون پرده ز رخ باز گشايد 453 - چون برقع شبرنگ ز عارض بگشايد * 454 - نسيم باد صبا چون ز بوستان آيد 455 - يا رب اين هدهد ميمون ز كجا مىآيد * 456 - گلى به رنگ تو از غنچه برنمىآيد 457 - اين چه بادست كه از سوى چمن مىآيد * 458 - كدام دل كه ز دورى بجان نمىآيد 459 - مرا دليست كه تا جان برون نمىآيد * 460 - ناله‌اى كان ز دل چنگ برون مىآيد 461 - كسى را از تو كامى برنيايد * 462 - مهى چون او به ماهى برنيايد 463 - در پاى تو هركس كه سرانداز نيايد
464 - جز ناله كسى مونس و در مساز نيايد * 465 - به مهر روى تو در آفتاب نتوان ديد 466 - وهم بس رفت و مكانش نديد * 467 - صبح چون گلشن جمال تو ديد 468 - جادوئى چون نرگس مستت به بيمارى كه ديد * 469 - مستم ز در خانه خمار برآريد 470 - سبزه پيراهن سرچشمه نوشش نگريد * 471 - آخر از سوز دل شبهاى من ياد آوريد 472 - دوش چون موكب سلطان خيالش برسيد * 473 - حديث شمع از پروانه پرسيد 474 - سخن يار ز اغيار ببايد پوشيد * 475 - همچو شمعم به شبستان حرم ياد كنيد 476 - آن شكرلب كه نباتش ز شكر مىرويد * 477 - كيست كه با من حديث يار بگويد 478 - ز شهريار كه آيد حال يار بگويد * 479 - مرغ جم باز حديثى ز سبا مىگويد 480 - دست گيريد و بدستم مى گل‌فام دهيد * 481 - اى پرده‌سرايان كه درين پرده سرائيد 482 - خدا را از سر زارى بگوئيد * 483 - اى پير مغان شربتم از درد مغان آر 484 - زهى تارى ز زلفت مشك تاتار * 485 - مسيح وقتى ازين خسته‌دم دريغ مدار 486 - ايا صبا گرت افتد بكوى دوست گذار * 487 - برو اى خواجه و شه را به گدا باز گذار 488 - طرّه بنشان و مرا بيش پريشان مگذار * 489 - بجز نسيم كه يابد نصيبى از گلزار 490 - چو هست قرب حقيقى چه غم ز بعد مزار