است
90 -
روى زمين و خون دلم نم گرفته است * 91 - هيچ مىدانى چرا اشكم ز چشم افتاده است
92 - گرت چو مورچه گرد شكر برآمده است * 93 - چو سرچشمه چشم من ديده است
94 - مسيح روح را مريم حجابست * 95 - دلا جان در ره جانان حجابست
96 - رخش با آب و آتش در نقابست * 97 - ياران همه مخمور و قدح پرمى نابست
98 - هنوزت نرگس اندر عين خوابست * 99 - آن زمان مهر تو مىجست كه پيمان مىبست
100 - رخسار تو شمع كايناتست * 101 - ما هم از شب سايبان بر آفتاب انداختست
102 - اى كه لبت آب شكر ريختست * 103 - كارم از دست دل فروبستست
104 - خطى كز تيرهشب بر خور نوشتست * 105 - جان ما بر آتش و گيسوى جانان تافتست
106 - اى كه زلف سيهت بر گل روى آشفتست * 107 - جانم از غم بلب رسيده تست
108 - گر حرص زيردست و طمع زير پاى تست * 109 - مگذار ز ما كه خاطر ما در قفاى تست
110 - دلبرا خورشيد تابان ذرهئى از روى تست * 111 - پيش صاحبنظران ملك سليمان بادست
112 - جان از باده لعل تو خراب افتادست * 113 - بستهبند تو از هر دوجهان آزادست
114 - رمضان آمد و شد كار صراحى از دست * 115 - بشكست دل تنگ من خسته كزين دست
116 - زلال مشربم از لفظ آبدار خودست * 117 - چو طلعت تو مرا منتهاى مقصودست
118 - هركه او ديده مردمكش مستت ديدست * 119 - وه كه از دست سر زلف سياهت چه كشيدست
120 - چو از برگ گلش سنبل دميدست * 121 - گره زلف بهم برزده كاين مشك تتارست
122 - شعاع چشمه مهر از فروغ رخسارست * 123 - به بوستان جمالت بهار بسيارست
124 - نعلم نگر نهاده بر آتش كه عنبرست * 125 - سحر به گوش صبوحىكشان بادهپرست
126 - اى لبت بادهفروش و دل من بادهپرست * 127 - اى لبت ميگون و جانم مىپرست
128 - گفتمش روى تو صد ره ز قمر خوبترست * 129 - لب شيرين تو هردم شكرانگيزترست
130 - بيمار چشم مست تو رنجور خوشترست * 131 - در خنده آن عقيق شكرريز خوشترست
132 - زاهد مغرور اگر در كعبه باشد فاجرست * 133 - فروغ عاض او يا سپيده سحرست
134 - اينهمه مستى ما مستى مست دگرست * 135 - جان هر زندهدلى زنده به جانى دگرست