تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
43 - هركه در عهد ازل مست شد از جام شراب * 44 - اى لب ميگون تو هم شكر و هم شراب 45 - من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب * 46 - ديشب درآمد آن بت مهروى شب نقاب 47 - اى كرده مه را از تيره شب نقاب * 48 - برقع از رخ برفكن اى لعبت مشكين نقاب 49 - رفت دوشم نفسى ديده گريان در خواب * 50 - اى ز چشمت رفته خواب از چشم خواب 51 - اى چشم نيم‌خواب تو از من ربوده خواب * 52 - اى لب لعلت ز آب زندگانى برده آب 53 - گوئيا عزم ندارد كه شود روز امشب * 54 - چند سوزيم من و شمع شبستان همه شب 55 - طمع مدار كه دورى گزينم از رخ خواب * 56 - طره مشكين نباشد بر رخ جانان غريب 57 - اى كه از سرچشمه نوشت برفت آب نبات * 58 - اى كه شهد شكرين تو برد آب نبات 59 - پيش اسبت رخ نهم ز آن رو كه غم نبود ز مات * 60 - تا كى ندهى داد من اى داد ز دستت 61 - اى درد تو درمان دل و رنج تو راحت * 62 - چو بر قمر ز شب عنبرى نقاب انداخت 63 - به سكه مرغ سحرى در غم گلزار بسوخت * 64 - آه كز آهم مه و پروين بسوخت 65 - صبح كز چشم فلك اشك ثريا مريخت * 66 - ياد باد آن روز كز لب بوى جان مىآمدت
67 - از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت * 68 - ساقيا ساغر شراب كجاست 69 - اى باغبان بگو كه ره بوستان كجاست * 70 - منزلگه جانست كه جانان من آنجاست 71 - اين باد كدامست كه از كوى شما خاست * 72 - اى كه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست 73 - اين بوى بهار است كه از صحن چمن خاست * 74 - گرنه مرغ چمن از هم‌نفس خويش جداست 75 - دلبرا سنبل هندوى تو در تاب چراست * 76 - كار ما بىقد زيبات نمىآيد راست 77 - با منت كينه و با جمله صفاست * 78 - با تو نقشى كه در تصور ماست 79 - طائر طوريم و خاك آستانت طور ماست * 80 - كفر سر زلف تو ايمان ماست 81 - عقل مرغى ز آشيانه ماست * 82 - كاف و نون جزوى از اوراق كتب‌خانه ماست 83 - مائيم آن گداى كه سلطان گداى ماست * 84 - جمشيد بنده در دولت‌سراى ماست 85 - رنج از كسى بريم كه دردش دواى ماست * 86 - منزل پير معان كوى خرابات فناست 87 - گر از جور جانان ننالى رواست * 88 - شامش از صبح فروزنده درآويخته است 89 - شوريده‌ايست زلف تو كز بند جسته