عهد بستى و شكستى و ز ما بگسستى * عهد كردم كه دگر عهد تو باور نكنم
چون توانم كه دمى خوش بزنم كآتش عشق * نگذارد كه من سوختهدل دم بزنم
اگر از خويشتنم چند ز درد دل خويش * دفتر از خون دلم پر شد و تر شد سخنم
اگر از خويشتنم هيچ نمىآيد ياد * دوستان عيب مگيريد كه بىخويشتنم
مىنوشتم سخنى چند ز درد دل خويش * دفتر از خون دلم پر شد و تر شد سخنم
اى كه گفتى كه به غربت چه فتادى خواجو * چكنم دور فلك دور فكند از وطنم
در پى جان جهان گرد جهان مىگردم * تا كه پوشد سر تابوت و كه دوزد كفنم
665 [ گر من خمار خود ز لب يار بشكنم ]
ح
گر من خمار خود ز لب يار بشكنم * بازار كارخانهء اسرار بشكنم
بر بام هفت قلعهء گردون علم زنم * دندان چرخ سركش خونخوار بشكنم
درهم كشم طناب سراپردهء كبود * بند و طلسم گنبد دوّار بشكنم
منجوق چتر خسرو سيّاره بفكنم * قلب سپاه كوكب سيّار بشكنم
گر پاى ازين دواير كحلى برون نهم * چون نقطه پايدارم و پرگار بشكنم
بر اوج اين نشيمن سبزآشيان پرم * نسرين چرخ را پر و منقار بشكنم
بفروزم از چراغ روان شمع عشق را * ناموس اين حديقهء انوار بشكنم
تا كى طريق توبه و سالوس و معرفت * جامى بده كه توبه بهيكبار بشكنم
خواجو بيا كه نيمشب از بهر جرعهئى * زنجير و قفل خانهء خمّار بشكنم
666 [ ز روى خوب تو گفتم كه پرده برفكنم ]
ش
ز روى خوب تو گفتم كه پرده برفكنم * ولى چو درنگرم پردهء رخ تو منم
مرا ز خويش به يك جام باده باز رهان * كه جام باده رهائى دهد ز خويشتنم
بجز نسيم صبا اى برادران عزيز * كه آرد از طرف مصر بوى پيرهنم
چو زان دو نرگس ميگون بيان كنم رمزى * كسى كه گوش كند مست گردد از سخنم
اگر نصيب نبخشى ز لاله و سمنم * ز دور باز مدار از تفرّج چمنم
گهى كه بلبل روح از قفس كند پرواز * زنم اگرنه در اين دم صفير شوق زنم
در آن نفس كه مرا از لحد برانگيزند * حديث عشق تو باشد نوشته بر كفنم