تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

596 [ اى دل من بسته در آن زنجير سمن‌سا دل ]

ح
اى دل من بسته در آن زنجير سمن‌سا دل * كرده مرا در غم عشقت بىسر و بىپا دل برده ازين قالب خاكى رخت بصحرا جام * رانده ازين ديده پرخون سيل به دريا دل چون دل ما برنگرفت از لعل لبت كامى * اى بُت مهوش تو چرا برداشتى از ما دل جاى من بيدل و دين يا دير بود يا دار * قصد من بىسروپا ديده كند يا دل مطرب دل‌سوختگان گو تا بزند بر چنگ * واى دل اى واى دل و دين وا دل من وا دل اى شكرى زان لب شيرين كرده تقاضا جان * وى نظرى زان رخ زيبا كرده تمنّا دل جادوى عاشق‌كش چشمت خورده به افسون خون * هندوى زنگىوش زلفت برده به يغما دل سرنكشد يكسر مو زان جعد مسلسل عقل * روى نتابد نفسى زان روى دلارا دل چند زنى طعنه كه خواجو در غم عشق افتاد * چون دلم افكند درين آتش چكنم با دل

597 [ دلم مريد مرا دست و ديده رهبر دل ]

س
دلم مريد مرا دست و ديده رهبر دل * سرم فداى خيال و خيال در سر دل كمند زلف ترا گر رسن دراز آمد * در آن مپيچ كه دارد گذر به چنبر دل دلم چگونه نمايد قرار در صف عشق * چنين كه زلف تو بشكست قلب لشكر دل بود كه ساقى لعل تو در دهد جامى * مرا كه خون جگر مىخورم ز ساغر دل دل صنوبريم همچو بيد مىلرزد * ز بيم درد فراق تو اى صنوبر دل تو آن خجسته هماى بلندپروازى * كه در هواى تو پر مىزند كبوتر دل دلم ربودى و تا رفتى از برابر من * نرفت يكسر مو نقشت از برابر دل چگونه در دل تنگم قرار گيرد صبر * كه مىزند سر زلف تو حلقه بسر دل بملك روى زمين كى نظر كند خواجو * كسى كه ملك وصالش بود مسخّر دل

598 [ اى ماه تو مهر انور دل ]

ح
اى ماه تو مهر انور دل * وى مهر تو شمع خاور دل ياقوت تو روح‌پرور جان * ريحان تو سايه‌گستر دل لعل لب و زلف تاب‌دارت * جان‌پرور جان و دلبر دل
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى ) — صفحة 274 | محمود بن على خواجوى كرمانى / حميد مظهرى