تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
و هر آيتى و حديثى كه موجب تشبيه باشد مثل ذكر وجه و يد و نفس و سمع و بصر آن جمله را ثابت دان بىتمثيل و تعطيل و به آن ايمان‌دار به اين طريق كه معنى « 1 » آن را به علم و مراد خداى حواله دارى نه به علم و فهم خود و لغت عرب ، چنان كه مىفرمايد :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ
« 2 »
الْبَصِيرُ »
على ما هو مراد اللّه من السمع و البصر . * * * يكى از مشايخ را از اللّه سؤال كردند . گفت اگر از ذات مىپرسى
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
. و اگر از صفات مىپرسى « فهو احد صمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد » . و اگر از اسم مىپرسى ف
« هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ »
. و اگر از فعل اللّه مىپرسى « ف
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
. * * * و قول مشايخ در استوا آن است كه مالك بن انس گفته است : « الاستواء معلومة و الكيف غير معقول و الايمان به واجب و السؤال عنه بدعة و كذلك هذه فى النزول » . و قرآن قديم است و مخلوق نيست . مكتوب است در مصاحف ، بىآنكه كتابت به او متعرّض شود . و در زبان و حفظ ماست ، بىآنكه زبان و حفظ بر او وارد شود . و جميع مشايخ ديدن خداى را در بهشت به بصر جائز داشته‌اند
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
، خدا [ ى ] تعالى ادراك به بصر را نفى كرده است كه موجب كيفيّت و احاطت است . و رؤيت خداى چنين نيست . آنكه رسول اللّه فرمود : « انكم سترون ربكم يوم القيمة كما ترون القمر ليلة البدر لا تضارون فى رؤيته » . مطلق نظر را به نظر تشبيه كرد منظور را به منظور اليه . و هر چيز كه خداى تعالى ذكر كرده است و از رسول اللّه روايت صحيح آمده است از بهشت و دوزخ و لوح و قلم « 3 » و حوض و صراط و شفاعت و ميزان و صور و عذاب گور و سؤال منكر و نكير و بيرون آمدن بعضى از دوزخ به شفاعت بعضى و باز بعثت خلق بعد از مرگ و آنكه بهشت و دوزخ را فنا نخواهد بودن و اهل جنّت و نار در نعيم و عذاب مخلّد باشند الّا مؤمنان كه جاويدان در دوزخ نمانند ايمان و اقرار به اين واجب است .
هامش
( 1 ) - اصل : معنى و . ( 2 ) - اصل : السميع العليم البصير . ( 3 ) - ابتدا قلم نوشته و خط زده شده و به علم تبديل شده است .