نشست و خاست و پوشش و خورش و حركت و سكون و قول و فعل و سفر و حضر ايشان را باز نمودن ، تا اگر خواهى كه ترا ازين مشرب ارباب تصوّف نصيبهاى باشد آن اوراد و اين آداب را شعار و دثار خودسازى و به اين صفات و اخلاق متّصف و متحلّى گردى .
هر مريدى كه به آن اوراد و اين آداب آراسته گردد به او گمان خيرى توان بردن ، و هر وجودى كه به اين آداب و آن اوراد متخلّق و مشتغل نگردد از فقر و تصوّف و راه خداى و متابعت رسول اللّه دور است ، تو نيز از صحبت او دور باش تا در هلاكت و ضلالت « 1 » نيفتى ، ان شاء اللّه تعالى .
و اكثر ابواب آداب كه مشايخ وضع فرمودهاند مروى و مأخوذ از قرآن است و از قول و فعل رسول اللّه و صحابهء كرام او صلوات اللّه عليه و على آله و اصحابه اجمعين و امام حافظ كبير ابو الفضل محمد بن طاهر المقدسى رحمة اللّه عليه در كتاب صفوة التصوّف هر ادبى از اين آداب را به احاديث مسندهء صحيحه روايت كرده است و اين كتاب او به نزد اصحاب حديث پسنديده و معتبر است و در كتب احاديث و صحاح اكثر اين آداب متفرقه آمده است ، تا ظنّ نبرى كه واضع آداب اهل تصوّفاند ، بلكه اين طايفه اهل عملاند به اين آداب و دايم در مذاكره و معامله ايشان است . به اين سبب آداب را به اين قوم نسبت دادهاند و آداب الصوفية نام كرده .
و الّا اين جمله از اخلاف قرآن و آداب و سنن رسول اللّه و صحابهء عظام اوست ، صلى اللّه عليه و سلّم و على آله و صحبه ، از خوف تطويل الفاظ حديث مكتوب نشد و اعتماد بر آنكه اكثر اين احاديث مدوّن است و در كتب معتبر مكتوب ، و اهل علم و دين و نقل اخبار سيد المرسلين بر آن واقف و مطلعاند ترجمهء آن را نبشتيم . و اللّه يعصمنا و اياك من الزّلل « 2 » و يدخلنا فى عباده الصالحين المحبوبين ، و الحمد للّه رب العالمين .
هامش
( 1 ) - اصل : صلالت .
( 2 ) - اصل : الذلل .