تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣

فص عقايد الصوفية فى الوحدانية و القيامة

اوّل چيزى كه بر مريد واجب است آن است كه احديّت خداى را تعالى و تقدّس بداند و ذات پاك او را تنزيه كند از چيزى كه اضافت و نسبت آن به ذات مقدس او روا نبود .
« هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
، خداى يكى است و او را در خدايى شريك و ضد و شبيه نيست . موصوف است به آن صفاتى كه او ذات خود را به آن وصف كرده است و مسمّى است به اسمائى كه او خود را به آن نامها خوانده است . هر نامى و صفتى كه در كلام اللّه و خبر صحيح نيامده باشد آن نام و صفت را نشايد گفتن . اگر او را شريك بودى وجود اشياء محال بودى و نظام مصالح عالم فاسد گشتى ، از بهر آنكه يكى وجود خواستى و آن ديگر عدم ، يكى خير خواستى و آن ديگر شرّ . و اگر هر دو را موافق يكديگر تقدير كنى گوئيم هر دو بر مخالفت يكديگر قادر هستند يا نه ؟ اگر قادر نباشند عجز بود و عاجز غير قادر خدايى را نشايد ، و اگر گويى كه قادراند پس همان مخالفت ثابت گردد ، قال اللّه تعالى :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
. « 1 » و ما را با مشركان بر وحدانيّت اقامت دليل حاجّت نيست ، از بهر آنكه مشرك در اثبات يكى با ما موافق است إله ثانى او زيادت مىكند ، اقامت دليل بر وى است . و درويش را دليل بر توحيد همين مقدار كافى است ، چه وقت عزيز است و سخن مخالف را وجود نيست و الحمد للّه مولانا . و اما تنزيه ذات او را شناختن دشوارتر است از بهر آنكه مشبّه و مجسّمه بسياراند ، بلكه اكثر خلق آنند كه به زبان مشبّهى را لعنت مىكنند و خاطر و تصوّر ايشان همه جسم و تشبيه است كه هر كس إله را با خود تصوّرى كرده است و چيزى فرض كرده و هر چيز كه فهم و وهم و تصور و خيال و ادلّهء معقوله درو بوجه ما تصرّف كند آن تشبيه و تجسيم باشد ، و اللّه تعالى
هامش
( 1 ) - شمارهء آيات قرآنى با اشاره به سور در فهرست انتهاى كتاب خواهد آمد و از ذكر هر مورد در پاى صفحه خوددارى مىشود .