تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و من الرخصة : ذكر عيب كسى كردن رخصت است . امّا شرط ادب فقرا آن است كه عيوب مردم به زبان نيارد ، الّا عيبى را كه مشهور باشد و همه كس دانند ، و عيبى كه مستور باشد نشايد گفتن ، و پرده‌درى نبايد كردن . و عايشه مىگويد كه عتيبه بىاجازت اندر آمد و رسول اللّه را خوش نيامد . چون بيرون رفت پرسيدم كيست اين ؟ رسول اللّه فرمود : « احمق مطاع . » و زنى به حضرت رسول اللّه آمد و مشورت كرد كه فلان و فلان مرا خطبه مىكنند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « امّا فلان فشحيح » او بخيل است ، و « امّا فلان فلا يضع عصاه عن عاتقه » ، يعنى يك جاى مقيم نمىشود . و رسول اللّه در حقّ صفوان گفت : « انّ صفوان خبيث اللّسان طيّب القلب . » و منها : با شعرا و امثال ايشان مواسا كردن رخصت است . و ادب صوفيّه درين امر آن است كه نيّت و قصد او صيانت و عرض و سلامتى دين خود باشد از ايشان ، و چيزى كه خواهند بايد دادن ، يا بعضى ازين مأمول ايشان را بايد رسانيدن تا ايشان در و بال و اثم نيفتند . و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « ما وقى به المرء عرضه فهو صدقة . » يكى از شعرا به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم شعرى خواند و در آنجا ذكر قسمت غنايم كه از حنين گرفته بودند ذكر كرد و گفت : « أ يقسم نهبى و نهب العبيد بين عيينة و الاقرع » . رسول اللّه فرمود : « اقطعوا عنّى لسانه » . زبان او را از من ببريد . پنج شتر دادندش ، و كعب بن زهير را جامهء خود داد ، چنانك در فصّ سماع گفته شد . و منها : نثار از يكديگر غارت كردن رخصت است . و ادب درو آن است كه از سر شره و حرص نكند ، و نيّت و قصد او آن باشد كه تا شادى در دل صاحب جمعيّت درآرد . معاذ بن جبل رضى اللّه عنه مىگويد كه من رسول اللّه را ديدم كه در نثار برچيدن و غارت كردن او ما را مىكشيد و ما او را مىكشيديم ، صلّى اللّه عليه و سلّم .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 285 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى