و منها : روى تازه داشتن با كسى كه به دل با او كاره باشى رخصت است .
و ادب فقرا آن است كه نيّت و قصد او درين باب طلب سلامتى باشد نه ريا و نفاق .
عايشه رضى اللّه عنها مىگويد كه بر در آمد و اجازت درآمدن طلبيد تا به حضرت رسول اللّه درآيد و من پيش رسول اللّه بودم . در حقّ آن شخص فرمود : « بئس ابن العشيرة » يا گفت : « اخو العشيرة » و بعد از آن او را اجازت فرمود و چون درآمد رسول اللّه با او سخن نرم و خوش گفت و من تعجب كردم . چون او رفت از رسول اللّه سؤال كردم . فرمود كه يا عايشه : « انّ من شرّ النّاس من اكرمه النّاس اتّقاء فحشه . »
و امام شافعى مىگويد :
بيت
لمّا عفوت و لم احقد على احد * اوجبت ( ؟ ) نفسى من همّ العدوات ( ؟ )
انّى احيّى عدوّى عنه رؤيته * لا دفع الشرّ عنّى بالتّحيّات
و اظهر البشر للانسان ابغضه * كانّه قد حشى قلبى مودّات
و منها : و از سفيهان و بىباكان اعتضاد و مدد طلبيدن جهت دفع مضرّت و حوادث و وقايع را رخصت است .
و ادب اين آن است كه نيّت و قصد او صيانت نفس و آبرو [ ى ] خود باشد از مواجههء ناجنس و كسى كه هم شكل تو نباشد .
احنف بن قيس مىگويد : « اكرموا سفهائكم فانّهم يكفونكم النّار و العار . »
و ابن سيرين « 1 » روايت مىكند كه عبد اللّه عمر را رضى اللّه عنه خوش آمدى كه سفيهى در صحبت او بودى تا اگر كارى افتادى سفاهت سفيهى ديگر را ازو دفع كردى .
بيت
يعدو الذّباب على من لا كلاب له * و يتّقى مربض المتأسّد الحامى
هامش
( 1 ) - اصل : سيرى .