و امام شافعى مىگويد : « من استغضب و لم يغضب فهو جهار » .
و اللّه تعالى مىگويد :
« وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ »
، يعنى چون با ايشان ظلمى و ستمى مىرسد نصرت مىطلبند بر ايشان تا خوار و ذليل نگردند ، امّا چون نصرت بيابند عفو كنند .
و قال اللّه تعالى :
« وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ »
، و جهد نمايد تا غضب جهت نفس خود نكند ، بلك بايد كه جهت غيرت حقّ سبحانه و تعالى و براى اخوان دين غضب راند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم هرگز جهت نفس خود انتقام نكرده است ، الّا از كسى كه هتك محارم خداى تعالى كردى ازو انتقام كشيده است للّه تعالى را .
يكى از علماى دين را گفتند در كار نفس خود تحمّل مىكنى و در كار دوست خود هيچ تحمّل نمىكنى ! گفت جهت آنك احتمال در كار نفس خود تحمّل است و احتمال در كار دوستان و اخوان از لؤم و ناكسى باشد .
خاتمه : طريقه و مذهب صوفيّه را اوّل احوال است ، و باز مقامات ، و باز اخلاق و آداب ، و باز رخصت .
امّا حكم رخصت در امر طريقت و مذهب صوفيّه ادنىتر از همه است ، و درجه و مرتبهء او از جملهء امور ايشان كمتر .
هر كس كه به جميع طريقت كه آن احوال است و مقامات و اخلاق و آداب متمسّك گردد و ظاهر و باطن او به كلّ آراسته گردد آن كس از محقّقان باشد .
و هر كس كه به اخلاق و آداب ظاهر بسنده كند و احوال و مقامات نداشته باشد او از مترسّمان باشد كه رسم اين قوم رعايت كرده باشد .
و هر كس كه به اين رخصتها كه بيان كرديم تمسّك نمايد و آداب اين رخصت را چنانك ذكر كرديم به جاى آرد او از متشبّهان به اين قوم باشد كه از صدق ارادت به ايشان تشبّه كرده باشد تا در زمرهء صادقان به اين قوم لاحق گردد . قال عليه السّلم : « من احبّ قوما فهو