تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
درين مذمّت هم كاذب نيستم ! جهت آنك آدمى از مثالب و مناقب خالى نيست ، و دوست تا راضى است معايب و مثالب را نمىبيند . رسول اللّه فرمود كه : « انّ من البيان لسحرا . » و من الرخصة : دور شدن و ترك صحبت كسى كه مستحقّ هجران باشد رخصت است . و ادب اين آن است كه قصد او درين ترك صحبت اظهار حقّ باشد و محقّ باطل و فى اللّه را عداوت كردن . و روايت است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم از كعب بن مالك و دو يار او كه در غزاى تبوك مخالفت كردند هجرت گزيدند و صحابه را امر فرمود كه از ايشان هجران كنيت و ترك مجالست و مكالمت ايشان كنيت . قال اللّه تعالى :
« حَتَّى [ إِذا ] ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ »
. تا آنگاهى كه خداى تعالى عقوبت كرد و رسول اللّه باز راضى شد و ايشان را طلب فرمود و بنواخت . و منها : خرقه‌ها و مرقّعات مزوّران را بر تن ايشان پاره كردن و از ايشان بيرون كردن رخصت است . و ادب آن است كه قصد و نيّت او آن باشد [ كه ] تزوير و خيانت و تلبيس ايشان را كه در صورت خرقه پوشانيده‌اند باطل گرداند . قال اللّه تعالى :
« لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ »
، اى مكرا و خديعة . و نظير اين امر آن است كه كسى مويهاى خود را بر صورت علويان بگذارد . بر همه كس واجب باشد كه برو انكار كنند و دعوى نسب فاسد او را ظاهر گردانند كه تا كسى كه اصل نسب او را نداند به او مغرور نشود . و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم مسجدى را كه منافقان كرده بودند جهت ضرار و كفر و تفريق را در ميان مؤمنان فرمود تا خراب كردند و بسوختند ، اگر چه ظاهر او مسجد بود . امّا قصد و نيّت ايشان درين مسجد ساختن نفاق و مخالفت بود . قال اللّه تعالى :
« لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً »
، الآية . و هم رسول اللّه امر فرمود تا درخت خرماى بنى النضير را قطع كردند و خداى تعالى اين