و منها : با دوستان صادق انبساط كردن و قصد منازل ايشان كردن و به خانهء ايشان فرود آمدن بىآنك او را طلب كنند رخصت است .
و ادب و شرط آن است كه به خانهء كسى رود به تخصيص كه آن كس به آمدن او شادمان شود و داند كه اين اكرامى است كه در حقّ او كرده .
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم به خانهء ابو الهيثم تيهانى رفت و ابو بكر و عمر در خدمت او بودند .
ابو الهيثم خرما و شير پيش آورد تا خوردند و رسول اللّه فرمود كه اين از آن نعمتهاست كه ازو سؤال نخواهند كردن .
و منها : با اخوان و اصحاب عتاب كردن رخصت است .
و ادب آن است كه مرادش آن باشد كه غبارى و كدورتى كه به دل او راه يافته باشد زائل شود و دل او از غلّ و حقد طهارت يابد ، نى آنك دل خود را تشفّى دهد ، و هر چه خواهد گويد و هر عذرى كه او را خواهند بايد كه قبول كند ، كه رسول اللّه فرمود : « من تنصّل و لم يقبل فليس منّا » ، هر كه عذر قبول نكند او از ما نيست .
شعر
اقبل معاذير من يأتيك معتذرا * ان برّ عندك فيما قال او فجرا
فقد اطاعك من ارضاك ظاهره * و قد اجلّك من يعصيك مستترا
و منها : مدح مذموم و مذمّت ممدوح رخصت است .
و درين ادب آن است كه در جانبين خود را نگاه دارى و نفس و هوا را متابعت نكنى و از حدّ در نگذرانى .
روايت است كه از سادات عرب دو مرد به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم آمدند و يكى مرد آن ديگر را مدح گفت و از حدّ درگذرانيد و مبالغت كرد ، و باز آن مرد اين را مدح آغاز كرد ، لكن مبالغت نكرد و كوتاه گفت . آن در غضب شد و حقد به دل گرفت و باز چنانك مدح به مبالغت گفته بود مثالب و مذمّت او آغاز كرد . رسول اللّه اين نوع را برو انكار كرد كه حالى مدح گفتى باز مذمّت مىكنى ؟ او گفت اگر در آن مدح صادق بودم