تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
بعد از آن حكم آن شيخ كند ، و اگر شيخ حاضر نبود مقدّم يا بزرگتر ياران حكم كند ، و اگر مسافرى حاضر باشد درين باب مقدّم و حاكم او گردد . و اگر آنچ در ميان آمده است خرقه‌ها باشد به هيچ وجه آن خرقه‌ها را به بازار نبرند كه آن خرقه‌ها حكم خرقهء مشايخ دارد ، جهت آنك نظر مشايخ به آن خرقه‌ها رسيده باشد و آن خرقه‌ها تا به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم مسلسل باشد . مگر جامه‌اى باشد كه به خلاف خرقهء درويشان باشد و رنگ جامه‌هاى اهل دنيا داشته باشد ، مثل عتّابى و خاره و كلاه قندز و غير آن پوشيدن . آن عادت صوفيان نبود . و اگر خرقه‌ها را به رضاى جمع كسى خرد و چيزى در ميان نهد و آن خرقه‌ها را باز به درويشان برساند شايد و جوان مردى باشد و پسنديده افتد ، و اگر براى خود خرقه نگاه دارد هم شايد . و شيخ ابو سعيد بن ابى الخير مىفرمايد قدّس اللّه روحه كه هر كس كه دعوى كارى كند او را از حقيقت آن دعوى باز خواست و طلب كردن از سنّت است . و در احاديث آمده است تا مدّعى كذّاب از مرد صادق پديد آيد ، « اللّهم اجعلنا من الصّادقين ، ان شاء اللّه ربّ العالمين . »