فصّ ادب خدمة غسل الثياب
شرط اين خدمت آن است كه جامهها را پاك بشويد و احتياط تمام كند و جامهء شسته را بر موضع پاك نهد و آنجاك « 1 » به آفتاب اندازد تا خشك شود بايد كه آن موضع پاك باشد .
و اگر جامهء درويشى يا مسافرى بشويد بايد كه تبرّك تقرّب نمايد و دولت و عزّت خود داند و منّت تمام دارد كه درويشى جامهء خود را به او دهد تا بشويد .
و شيخ ما نجم الدين كبرى قدّس اللّه روحه جامهء مسافران را جمع آوردى و به دست مبارك خود شستى ، و ما نيز در بعضى اسفار از عزيزان چنان ديدهايم كه جامهء اين درويش يا مسافر را به درخواست ببردندى و پاكيزه شسته و تاه كرده و شكرانه بر زبر آن نهاده باز آوردندى كه اين شكرانهء آن است كه « 2 » اين خدمت ما را فرمودى .
هامش
( 1 ) - ( - آنجا كه ) .
( 2 ) - « كه » مكرر تحرير شده است .