چنانك خليل اللّه عليه السّلم كرد ، « لمّا نزل به ضيفه المكرمون ما لبث ان جاء بعجل حنيذ » ، قال اللّه تعالى :
« إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ »
، الآية .
و چون جماعتى به خانهء تو آيند يا يكى از اخوان به نزد تو درآيند از طعام و شراب آنچ باشد اگر اندك يا بسيار پيش ايشان بيار . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم مىفرمايد : « هلاك المرء ان يدخل عليه رجل من اخوانه فيحقّر ما فى بيته ان يقدّم اليه و هلاك القوم ان يحقّروا ما قدّم اليهم . »
و در حديث ديگر مىآيد كه مكارم اخلاق آن است كه به نزديك يكديگر روند و آيند و بر آن كس كه نزد او روند حقّ است كه به اين برادر آيندهء خود تقرّب نمايد و آنچ ميسّر شود و دستش دهد پيش او بيارد و اگر چيزى ديگر نيابد به جرعهء آب همان را بيارد ، كه اگر حشمت دارد و آنچ ميسّر او شود پيش نيارد آن روز و آن شب در « 1 » خداى تعالى باشد .
نبينى كه ابراهيم پيغامبر را عليه السّلم چون مهمانان مكرّم و ملايكهء محترم بيامدند هيچ توقّف نكرد و گوسالهء بريان پيش آورد و گفت ازين نمىخوريد ؟
و حسن بصرى را رضى اللّه عنه چون يكى از اخوان به در خانهء او آمدى و اجازت طلبيدى تا به خدمت او درآيد ، اگر حسن را در خانه طعام بودى اجازت فرمودى و اگر نبودى خود بيرون آمدى به پيش او و او را در خانه نياوردى .
و شرط آن است كه در ما حضر تكلّف نكند كه ابن البحترى روايت مىكند كه به شهر مداين رفتيم و نزد سلمان رضى اللّه عنه نزول كرديم . پيش ما نان و ماهى آورد و گفت رسول اللّه ما را از تكلّف نهى كرده است و اگر اين نبودى من شما را تكلّف كردمى !
و شيخ ابو حفص حدّاد به خانقاه شيخ جنيد نزول كرد . شيخ در خدمت او تكلّف بسيار نمود .
ابو حفص به وقت مراجعت بر جنيد انكار كرد و گفت اگر تو به خراسان در آيى ما ترا بياموزيم كه فتوّت چگونه است ! و جنيد و اصحاب ظنّ بردند كه مگر در خدمت تقصير كردهايم .
پرسيدند كه بر ما چه رفته است ؟ ابو حفص فرمود مرا مخنّث طريقت كردى . انواع طعام و
هامش
( 1 ) - يك كلمه خوانده نشد .