و اگر حمّام را به جهت او حمّامى خالى كند بايد كه اجرت « 1 » او بيش دهد .
بشر بن الحارث مىفرمايد كه اگر مردى بر يك درم مالك باشد و آن را به حمّامى دهد تا حمّام را به جهت او را خالى دارد برو سرزنش نباشد .
و چنين گويند كه بشر رحمة اللّه عليه هرچگاه به حمّام درآمدى صاحب حمّام را فرمودى تا حمّام را خالى كردى و جميع درها را از اندرون و بيرون بر وى ببستى .
و اگر كنيزك يا زن خود را به حمّام خالى مستور اندر آرند تا سر او را بشويند باكى نباشد .
و بعضى از علما گفتهاند كه مرد به دو ميزر بايد كه به حمّام اندرآيد : يكى بر ميان بندد جهت ستر عورت و يكى بر روى خود تا عورت ديگر [ كسان ] نبيند .
عبد اللّه عمر رضى اللّه عنهما در حمّام برهنهاى را ديد . بيرون آمد و مىگفت : « اعوذ باللّه من الشيطان » ، در حمّام شيطان را ديدم . و عادت او آن بود كه به حمّام در نيامدى تا كسى اندرون فرستادى تا بنگرد كه هيچ برهنهاى هست يا نى .
و در روايت است كه عبد اللّه در حمّام روى به ديوار آوردى و چشمها را به عصابهاى ببستى و دست بر ديوار كشيدى و چرك كردى .
ابراهيم حربى را سؤال كردند كه در عقب خمرخواره نماز گزارى ؟ فرمود كه گزارم ! پرسيدند كه در عقب كسى كه بىمئزر به حمّام درآيد نماز گزارى ؟ فرمود نگزارم .
مالك بن انس مىگويد كه هر كس به حمّام برهنه درآيد شهادت او مقبول نبود ، و اگر پيش حوض برهنه بنشيند جهت غسل را شهادت او را قبول كنند ، و اگر در گوشهء ديگر برهنه نشيند او را عدالت نبود و از شهادت ساقط شود .
و امام شافعى مىگويد كه ترك مئزر در حمّام فسق است .
و بدان كه حمّام نعمت خداى است كه وجودى را بر گماشته است تا رنج بيند و زحمت كشد جهت آسايش و راحت ترا ، پس بايد كه به آن نعمت عارف باشى .
هامش
( 1 ) - اصل : اجرهء .