تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤

فصّ ادب خدمة الضيف و الضّيافة

اگر كسى ترا به دعوت طلب كند بايد كه اجابت كنى مگر كه در آن دعوت چيزى باشد كه شرعا حرام باشد ، چون مزامير ، و صورتها كه بر ديوار نقش كرده باشند . و زلّه برنگيرد مگر كه صاحب دعوت او را الحاح كند و امر كند كه برگير و با وجود الحاح بايد كه از كرم او شناسد كه به تكلّف نمىگويد . و در خانهء او به هر جانب نظر نكند و نپرسد كه فلان چيزى به چند خريدى و آن فلان چيز را از كجا آوردى ، كه اين سخنها از طمع باشد . و چون طعام خورده « 1 » شود برخيزد و از خانه بيرون آيد ، الّا آنك صاحب‌خانه او را مانع گردد . آنگاه باز بنشيند و از صاحب دعوت آرزوها نخواهد . و صاحب دعوت بايد كه طعام حلال و پاكيزه پيش آرد و در جاى پاكيزه آرد و نگويد كه اين طعام را به چند خريده‌ام و منّت بر مهمان ننهد ، بلك مهمان را مدح و ثنا گويد كه مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم فرموده است : « الضيف اذا نزل نزل برزقه ، و اذا ارتحل ارتحل بذنوب جميع من فى الدار » ، مهمان گناهان جملهء اهل خانه را با خود بيرون برد و بركات در خانهء او بگذارد ؛ و هر طعامى كه ازو بماند آن را حساب نباشد . درويشى به حضرت شيخ العالم سيف الدين باخرزى رضوان اللّه عليه درآمد و گفت اى شيخ به من نظرى كن كه دست من به كاسهء هزار صدّيق درآمده است . شيخ فرمود دست هزار زنديق در كاسهء تو درآمده بودى ترا بهتر از آن بودى كه دست تو در كاسهء هزار صدّيق درآمده ! و چنين گفته‌اند كه ادب با مهمان اوّل سلام است ، و باز اكرام ، و باز طعام ، و باز كلام .
هامش
( 1 ) - اصل : خرده .